شرف جهاد و غايت اهتمام بدان ملالتى كه مزاج مبارك را پديد آمده بود مرتفع شد چنان كه از آن هيچ اثر نماند و چون در كنار آب به مقابلهء دشمنان آمدند بعضى از لشكريان خود را نهنگ آسا در آب انداختند و چون ماهى شناور شده روى به جنگ آوردند و بعضى پايان آب را گرفتند و بعضى بر كنار آب آتش پيكار افروختند و تيرباران كردند و گبران « [ 1 ] » در مقابل هم بر اين شيوه معارضه آغاز نهادند . بندگان حضرت اكثر كشتيها را گرفته هندوانى كه در آنجا بودند به فنا رسانيدند و زن و فرزندان ايشان را اسير كردند « [ 2 ] » تا از ايشان ده كشتى بماند بر هم بستند و پشت موافقت با هم داده جنگ آغاز كردند و از طرفين خون چون موج دريا روان شد . آخر الامر به يمن دين محمّدى - عليه الصّلوة و السّلم « [ 3 ] » - همه را به زخم تير و ضرب شمشير از راه آب به آتش دوزخ فرستاده آمد « [ 4 ] » .
ذكر سه غزو كه در يك روز با جماعت گبران هندو واقع شد و فتح آن « [ 5 ] »
چون بندگى حضرت صاحب قرانى از غزو اصحاب كشتى كه در درياى گنگ بودند باز پرداخت همان ساعت كوچ فرموده روى رايت اقبال به موضع تغلقپور « [ 6 ] » « 1 » آورده در آن منزل نزول فرمود . در اين مقام شب يكشنبه نهم ماه هنوز ثلثى از شب باقى بود كه از جانب امير اللّه داد و بايزيد قوچى « [ 7 ] » و التون « [ 8 ] » بخشى كه به قراولى رفته بودند دو كس رسيدند و به عرض همايون رسانيدند كه ايشان گذرى نيكو « [ 9 ] » پيدا كردهاند و از آب گنگ گذشته و در آن طرف گروهى انبوه و خلقى بسيار با استعداد فراوان جمع شدهاند و سردار ايشان ملكى است مبارك خان نام و جنگ را ساخته بندگى حضرت اعلى همين شب سحرگاه نهضت فرمود كوس و نقّاره و نفير زدند و به افروختن مشاعل شب تاريك را روز روشن گردانيدند . « [ 10 ] » پيش از صبح حضرت صاحب قرانى سوار شده
هامش
( [ 1 ] ) - ل : گبركان .
( [ 2 ] ) - ت : گردانيدند .
( [ 3 ] ) - ت : از « به يمن دين . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : فرستادند .
( [ 5 ] ) - ت : « هند واقع شد و فتح آن » ندارد ، ت : اتّفاق افتاد .
( [ 6 ] ) - م و ل : قلغبور .
( [ 7 ] ) - م و ل : قوچين .
( [ 8 ] ) - م و ل : آلتون .
( [ 9 ] ) - ت : ندارد .
( [ 10 ] ) - م و ت : گردانيد .
( 1 ) ظفرنامه على يزدى : « تغلغپور » ، ج / 2 ، ص 106 .