بىكران و مراحم بىپايان مخصوص گشتند .
مولانا ناصر الدّين عمر و خواجه محمّد بن خواجه محمود بن شهاب را داروغهء آن شهر گردانيدند تا اهالى و سكّان آن مقام را محافظت نمايند و نگذارند كه از عبور لشكر منصور « [ 1 ] » بديشان آزارى رسد ، الغرض آن طايفه بهواسطه و بركت صبر و توكّل در آن واقعه خلاص يافتند و آنها كه به اغواى شيخ نامان در تزلزل و اضطراب افتاده راه گريز پيش گرفتند همه عرضهء و بال و دمار شدند و با زن و فرزند اسير « [ 2 ] » و گرفتار گشتند .
ذكر فتح قلعهء بطنير و چگونگى آن « [ 3 ] »
چون حضرت صاحب قرانى از ضبط قريهء اجودن فارغ شد از آب اجودن كه از معظمات انهار هند است گذر افتاد بيست و چهارم ماه به قلعهء خالص كويل « 1 » رسيدند و از آنجا روى بهجانب قلعهء بطنير آوردند شب تا روز و روز تا شام قرار نگرفت و آسايش بدرود كردند . دو روز قريب بيست فرسنگ « [ 4 ] » زياده راه چول بود آن را قطع كردند و در بيست و پنجم ماه چاشتگاه با دههزار سوار به قلعهء بطنير رسيد و آن قلعهئى بود در غايت استحكام « [ 5 ] » از مشاهير قلاع هند والى آن را راى دو الجين مىخواندند تبعى بىكران و حشمى فراوان داشت عنان امور آن طرف به دست فروگرفته در آن حدود باج مىستد و تجّار و قوافل از تعرّض او ايمن نبودند به حصانت حصار و لشكر بسيار كفّار مغرور شده سر از ربقهء طاعت پيچيده لشكر ظفر پناه توجّه نموده بر دست راست امير سليمان شاه و امير نيكنام « [ 6 ] » شيخ نور الدّين و اللّه داد و بر دست چپ خليل سلطان بهادر و شيخ محمّد ايكو تيمور و باقى امرا ، در حال كه برسيدند به حملهء اوّل و مقدّمه نخست شهربند را بگرفتند و گروهى بسيار از هندوان به قتل آوردند و لشكر منصور غنيمت بسيار يافتند و هم در آن ساعت پيرامون قلعه درآمدند و چپرها بسته محاصره كردند . روز اوّل فتح آن « [ 7 ] » در محلّ توقّف افتاد ، فرمان نافذ گشت كه هريك از امرا در مقابلهء خود نقب زده زير ديوار قلعه را خالى گردانند . چون مباشران امور قلعه كثرت
هامش
( [ 1 ] ) - ل : عساكر .
( [ 2 ] ) - ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : « و چگونگى آن » ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : فرسخ .
( [ 5 ] ) - ل : احكام .
( [ 6 ] ) - ت : « امير نيكنام » ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : « فتح آن » ندارد .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « كوتل » ، ص 182 ، ظفرنامه على يزدى : « كوتل » ، ج / 2 ، ص 55 .