خبر دادند كه نصرت نام مردى تميمى با قريب دوهزار مرد در موضع جال آب را حصار ساخته حضرت صاحب قرانى فى الحال سوار گشته به كنار كول آمد و قلب و جناح راست كردند . در دست راست امير شيخ نور الدّين و امير اللّه داد بودند و بر دست چپ امير شاه ملك و در پيش قول على سلطان با پيادگان خراسان و نصرت با سيصد مرد « [ 1 ] » هندو به كنار آب كول آمد و در مقابله لشكر منصور بايستاد . على سلطان مراسم مردانگى به تقديم رسانيد تا حدّى كه او با چند نوكر « [ 2 ] » زخمدار شدند همچنان جنگ قائم بود « [ 3 ] » تا امير شيخ نور الدّين و امير اللّه داد از عقب ايشان به همين آب و لاى در آمدند و مجموع معارضان را به قتل آورده سرهاى ايشان را پرچم سنان ساختند و نصرت در ميان ناپديد شد و از حال او كس خبر نيافت .
در نهم ماه مذكور لشكر منصور از اين كول و چال و لاى گذر كرده به موضع شاهنواز فرود آمدند « [ 4 ] » و شاهنواز ديرى بزرگ است و در آن نواحى انبار غلّه بسيار بود چنان كه مجموع لشكر از آنجا غلّه برداشته « [ 5 ] » و هنوز چندين انبار باقى ماند و در اين ايّام بعضى از امرا از درياى بياه « [ 6 ] » گذر كردند و از عقب جمعى از اتباع نصرت كه روى به گريز نهاده بودند رفتند و بعضى را از آن قوم دريافته غارت كردند و غنيمت فراوان آوردند .
حضرت صاحب قرانى ده روز در اين موضع اقامت فرمود و فرمان شد تا باقى انبارهاى غلّه « [ 7 ] » را آتش زدند تا گبران هندو از آن ارتفاع انتفاع نتوانند گرفت و در دوازدهم ماه از شاهنواز كوچ فرموده بر لب آب بياه « [ 8 ] » به مقابلهء قريهء جنجان كه [ 189 - ب ] مجموع اغرقها در آنجا جمع شده بود نزول فرمودند . در روز از آب بياه گذر كردند بعضى در كشتى نشستند و گروهى پل بستند و گروهى « [ 9 ] » نهنگوار « [ 10 ] » از دريا بگذشتند چنان كه قريب يك فرسنگ لشكر « [ 11 ] » بر روى آب مىگذشت و به فرّ دولت ابد پيوند جمله به سلامت بگذشتند .
مصراع
چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتىبان « [ 12 ] »
هامش
( [ 1 ] ) - م : نفر .
( [ 2 ] ) - ت : نفر .
( [ 3 ] ) - م : شد .
( [ 4 ] ) - ت : آمده .
( [ 5 ] ) - ل : برداشتند .
( [ 6 ] ) - م و ل : وياه .
( [ 7 ] ) - ت : ندارد .
( [ 8 ] ) - م و ل : و يا .
( [ 9 ] ) - ت : قومى .
( [ 10 ] ) - م : نهنگآسا .
( [ 11 ] ) - ت : لشكرها .
( [ 12 ] ) - م و ل : از « مصراع . . . » تا اينجا ندارد .