بود فامّا بهجهت آنكه مبادا هواى مخالف هندوستان موافق مزاج مباركش نباشد . بعد از آن ايلچيان اطراف مثل ايلچى تيمور قتلغ اغلان و امير ادكو بهادر و امير خضر خواجه اغلان و ايلچى ختاى را حاضر گردانيد طوى دادند و خلعتهاى معتبر [ 187 - ب ] پوشانيد و هريك را على اختلاف مراتبهم و قدر منازلهم تربيت و نوازش فرمود .
ايلچيان از زبان امير و حاكم خود عذر تقصيرات گذشته خواسته اظهار يك جهتى و دولتخواهى نموده به ادايى هرچه تمامتر اداى رسالت كردند .
حضرت صاحب قرانى قلم عفو بر جرايم ايشان كشيده ملتمسات ايشان به اجابت مقرون گردانيده به بيلاكات پادشاهانه و تنسقات خسروانه ايشان را مفتخر و سرافراز گردانيده اجازت مراجعت به اوطان ايشان « [ 1 ] » فرمود .
ذكر عمارت قلعهء ارياب « 1 » و غزوى كه در آن مقام واقع شد
چون رايات نصرت شعار حضرت صاحب قرانى سايه بر عرصهء كابل انداخت جمعى از فقرا و رعايا و ارباب ولايت ارياب « [ 2 ] » از جماعتى افغانان كه ايشان را قبيلهء وركويى خوانند داد خواسته « [ 3 ] » كه با ما ظلم و بيداد كردهاند و اسباب و املاك ما را به تصرّف گرفته و بر سر امير هزارهء ما كه از غلامان بندگى حضرت بود شبيخون آورده و او را كشته و سر راه گرفتهاند و هيچكس را مجال گريختن نه و « [ 4 ] » گذشتن نيست و راه كاروان بند كرده و ايشان قطاع الطّريقاند .
حضرت صاحب قرانى بدين سبب از راه غزنين « [ 5 ] » منحرف گشته بهطرف ارياب روانه شد و چون به حوالى قلعهء ارياب رسيدند اطناب سراپردهء عظمت و كامرانى بركشيدند و عساكر منصوره گروهگروه پيرامون آن گرفته رسيدند و آن قلعهئى است در آن نواحى مشهور . فسحت آن به مرتبهئى كه مسجد جامعى در ميان آن ساختهاند و ديگر مساجد با خانههاى عالى گرد آن افراشته اوغانان آن قلعه را خراب كرده بودند .
حضرت صاحب قرانى جهت رعايت رعايا بر آن نواحى به عمارت آن حكم فرمود .
هامش
( [ 1 ] ) - ل : « به اوطان ايشان » ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - م و ل : خواستند .
( [ 4 ] ) - ت : « گريختن نه و » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : غزنى .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « ايرياب » ، ص 175 ، روضة الصفا : « ايرياب » ، ج / 6 ، ص 280 .