شما ببخشم . چون ترجمان اين سخن بديشان رسانيد مجموع آن كفّار به رغبتى تمام گفتند چه مىبايد گفت . كلمهء توحيد بر ايشان عرض كردند و ايشان به زبان مسلمان شدند .
حضرت صاحب قرانى ايشان را بهجهت تقويت اسلام معزّز و مكرّم داشت ، خلعت پوشيده به خانههاى ايشان بازفرستاد . چون به مقام و يورت خود رسيدند مرتد شده باز بر سر كفر و ضلال رفتند و در شب بر سر امير شاه ملك شبيخون آوردند . مردم امير شاه ملك آگاه بودند جنگهاى سخت كردند .
حضرت صاحب قرانى روز ديگر متوجّه ايشان شد و به يك حمله بفرمود تا زن و فرزند ايشان را اسير گرفته « [ 1 ] » و سرهاى پليد ايشان را از تن قطع كردند و جمع آوردند و بر سر پلها و گذرگاهها از آن منارهها « [ 2 ] » ساختند و تاريخ و حكايت آن « [ 3 ] » قضايا بر سنگهاى تراشيده نقش كردند تا فيما بعد عبرت اهل دنيا باشد و در آن موسم هنوز غلّههاى ايشان سبز بود . فرمان فرمود تا همه را بركندند و آنچه از خرابى ممكن بود در آن مواضع به تقديم رسانيدند .
حضرت صاحب قرانى لشكرى بيكران به برهان اغلان داده بود و جمعى از امرا مثل اسمعيل و اللّه داد و سونج تيمور و بخشى و دولتشاه و آدينه شيخ و « [ 4 ] » شيخ حسن قوچين « [ 5 ] » و صاين تيمور و شمس اردو شاه « [ 6 ] » و هرى ملك مجموع را مقرّر فرموده كه با برهان اغلان بروند و چون به حصار ياغى رسيدند پيرامون حصار ايشان گرفته چندان نيايند كه از جانب ما خبرى به ايشان رسد . ايشان مرد و اسب گزين كرده برفتند چون به مقصد رسيدند توقّف نكردند و ياغى را هنوز ناديده گريخته « [ 7 ] » بازگشتند . دشمنان چون ديدند كه ايشان روى به گريز نهادند « [ 8 ] » دلير شده در قفاى ايشان درآمدند و ايشان را به « [ 9 ] » تيرباران فروگرفتند . « [ 10 ] » در اين محلّ آدينه شيخ و شيخ حسن و دولتشاه به جدّ و جهد سعى بسيار نمودند و جنگهاى مردانه كردند و به آخر شهيد شدند و بسيارى از عساكر منصوره را در آن روز اجل رسيده درجهء شهادت يافتند .
حضرت امير صاحبقران بهجهت تقويت لشكر اسلام محمّد آزاد را با چند « [ 11 ] » نفر از خانهزادان و صد مرد ترك و سيصد « [ 12 ] » تازيك بفرستاد همينكه « [ 13 ] » برسيدند جاى
هامش
( [ 1 ] ) - ت : گرفتند .
( [ 2 ] ) - ل : كل تودهها .
( [ 3 ] ) - م و ل : اين .
( [ 4 ] ) - ت : « آدينه شيخ و » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : « اردو شاه » ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : ندارد .
( [ 8 ] ) - ت : بازگشتند .
( [ 9 ] ) - ت : ندارد .
( [ 10 ] ) - ت : كردند .
( [ 11 ] ) - ت : ندارد .
( [ 12 ] ) - ت : از « از خانهزادان . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 13 ] ) - م و ل : چون .