ذكر حوادث و وقايع سنه احدى و ثمانمايه « 1 »
عبور « [ 1 ] » رايات همايون حضرت صاحب قرانى از آب سند و « [ 2 ] » درآمدن به ولايت هندوستان
در غرّهء محرّم سنهء احدى و ثمانمايه رايات همايون در حوالى قلعهء نغز نزول فرمود و شاه على فراهى را به كوتوالى آن قلعه مقرّر گردانيد و جمعى از لشكريان را فرمان شد كه ملازم او باشند . مقدار هفتصد سوار و چند پياده كه از آن حدود بر خبر باشند ، به هم « [ 3 ] » پيوسته در آن مواضع اوغانان سر راه مىگرفتند « [ 4 ] » و راه مىزدند . « [ 5 ] » بعد بنابر آنكه چون رايات همايون را بعد ديارى حاصل شود ايلچيان ممالك « [ 6 ] » و نوكران مخدومزادگان كه به اردوى همايون روند و كسانى كه از اردوى همايون بدين طرف آيند از آن مواضع به آسانى توانند گذشت . چون اين مهمّ پرداخته شد از آنجا كوچ فرموده در هشتم محرّم مذكور به لب آب سند رسيد و فرمان همايون به نفاذ انجاميد تا آب سند را پل بسته « [ 7 ] » كشتيها جمع گردانيدند به زودى « [ 8 ] » جسرى معتبر بسته شد و در اين منزل ايلچيان اطراف را اجازت مراجعت داده روانه گردانيد مثل سيّد محمّد مدنى كه از حرمين شريفين روى به آستانه دولت نهاده بود و ايلچى اسكندر شاه كشميرى كه به جهت اظهار اخلاص و عبوديّت آمده بود او را معزّز داشته بازگردانيد و اسكندر شاه را به عواطف و مراحم « [ 9 ] » بىدريغ بنواخت و اشارت فرمود كه در شهر دنپالپور از شهرهاى هند به شرف بساط بوس مشرّف گردد .
روز شنبه دوازدهم ماه مبارك مذكور رايات منصور از آب سند عبور فرمود و به كنار چول جرو « [ 10 ] » فرود آمد و آن بيابان را در كتب تواريخ حالا چول جلالى خوانند . از
هامش
( [ 1 ] ) - ت : گذشتن .
( [ 2 ] ) - م : به هند .
( [ 3 ] ) - ل : چه .
( [ 4 ] ) - م : مىگرفتهاند .
( [ 5 ] ) - م : مىزد .
( [ 6 ] ) - ت : ندارد .
( [ 7 ] ) - م : بستند .
( [ 8 ] ) - م و ل : وجهى .
( [ 9 ] ) - ت : مرحمت .
( [ 10 ] ) - ت : چول جرق .
( 1 ) سال 801 ه . ق .