مصراع
سپاهى از نژاد ديو جنگى « [ 1 ] »
ايشان را على حده زبانى است غير فارسى و تركى و هندى و تا غايت دين اسلام قبول نكردهاند بلكه در ميان ايشان بسيار باشند كه هنوز نام اسلام نشنيدهاند « [ 2 ] » و اكثر ايشان غير همان زبان خود ندانند مگر از مواضعى كه نزديك ايشان است كسى آنجا افتاده باشد و بر زبان ايشان وقوف يافته ترجمان شود و الّا هيچكس بر زبان ايشان وقوف نيابد . قومى چون شير و پيل بزرگبال و قوىهيكل بهسان پلنگ و نهنگ خارادل و آهنينجگر و مانند ببر و گرگ الماسجهل و پولادبر .
نظم
كوه روانند نبرد آزماى * كوه روانند به صنع خداى
به سختى كوه مستظهر گشته در گمان ايشان چنان بود « [ 3 ] » كه كسى بدانجا نتواند رسيد و نيز اگر برسد با ايشان حرب نتواند كرد . چون رايات همايون برسيد عساكر منصوره گاو و گوسفند ايشان گرفتند و خانههاى [ 186 - ب ] ايشان بسوزانيدند . لشكر را اشارت شد تا از اطراف و جوانب به كوه برآيند . امتثال فرمان نموده روى بدان كوه نهادند .
شيخ ارسلان از جوانقار پيش از همه به كوه برآمد و على سلطان از طرفى ديگر كافران را رانده جاى ايشان بگرفت و امير شاه ملك در مقام جنگ و جدال سعى و كوشش بيش از حدّ نموده جنگهاى سخت كرد و لشكر منصور از اطراف مردانگيها نمودند و چندكس را اجل رسيده از بالاى كوه در افتاده هلاك شدند همچنين سه روز از بامداد تا شام جنگ كردند و اكثرى از آن جماعت را به قتل آوردند . روز چهارم آنچه مانده بودند كلانتران ايشان از روى عجز و اضطرار انقياد كرده امان طلبيدند . « [ 4 ] » حضرت صاحب قرانى فرمود كه جان بخشى و جرم بخشانى صفتى محمود و خلقى مستحسن است امّا كافران محلّ ترحّم نيستند . حضرت عزّت با وجود درياهاى رحمت بر ايشان نمىبخشايد كه
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
« [ * ] » » « 1 » اگر مسلمان شويد مال و خون
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : مصراع دوّم : گروهى بر نهاد خوك چربى ( كذا فى الاصل ] ) .
( [ 2 ] ) - ت : « كه هنوز نام اسلام نشنيدهاند » ندارد .
( [ 3 ] ) - م و ل : نبود .
( [ 4 ] ) - م و ل : « امان طلبيدند » ندارد .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 48 ، سوره 4 .
( 1 ) هر آينه خدا گناه كسانى را كه به او شرك آورند نمىآمرزد .