ذكر نهضت حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - بهجانب ممالك هندوستان و وقايعى كه در آن سفر دست داد « [ 1 ] »
حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - « [ 2 ] » بعد از فتح ممالك دشت قفچاق و قرم « [ 3 ] » و آزاق به ميامن نصر و فيروزى و عظمت و بهروزى به مستقرّ عزّ و جلال اعنى دار السّلطنهء سمرقند مراجعت فرمود اهالى ممالك را ديده بزدود غبار مواكب فتح آثار روشن شد خط ارتياح و مسرّت بيفزود و عهد خوشدلى و سلوت به تجديد تأكيد يافت و نهال آمال به انوار و ازهار نيل مراد بصارت از سرگرفت و شجرهء امانى به ادراك مطلوب و مرام مثمر و برومند گشت فراغ و رفاهيّت خاصّ و عامّ در پناه امن و امان « [ 4 ] » و سايهء عدل و احسان روى نمود . بعد از اتمام عمارت باغ دلگشاى بهجانب آب خجند توجّه نمود و موضع جيناس از حدود آهنگران قشلاميشى فرمود .
اميرزاده محمّد سلطان بهادر را به ولايت مغولستان نامزد كرد و فرمان جهان مطاع به نفاذ پيوست تا سرحدّ را معمور سازد . عمارت و زراعت نموده به حال آبادانى بازآرد و رأى منير [ 186 - آ ] بر آن جازم بود كه لشكر بهجهت قلعوقمع بتپرستان بهجانب ختاى و ختن كشد . « [ 5 ] » امّا پيش از اين به مسامع شريفه رسيده بود كه در ممالك هندوستان بعد از وفات سلطان فيروز شاه جمعى هندوان مسلّط شدهاند و فرزندان سلطان فيروز را اختيارى نمانده و در هر گوشه يكى دعوى سردارى و سلطنت مىكند و اگر چند كلمهء توحيد بر درم و دينار نگاشتهاند فامّا عامّهء اطراف آن ممالك به وجود كفّار ملوّث است . در اين وقت ذكر آن معانى در بساط خلافت پناه تازه گردانيدند . راى عالى حضرت صاحب قرانى داعيهء همّت بلند را در حركت آورده بدان ملتفت شد كه عرصهء آن بلاد را از لوث وجود كفّار نابكار « [ 6 ] » پاك گرداند . بنابراين نيّت بر غزو ايشان مصروف فرموده به احضار لشكرها مثال داد طبقات حشم و اصناف اجناد روى به درگاه گيتى پناه آورده در ظلال رايات نصرت شعار مجتمع گشتند . حضرت صاحب قرانى با لشكرى چون ريگ بيابان بىشمار و چون ستارگان « [ 7 ] » آسمان بسيار روى بدان ديار نهاد آب
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « و وقايعى كه در آن سفر دست داد » ندارد .
( [ 2 ] ) - م و ل : « انار اللّه برهانه » ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : قرم .
( [ 4 ] ) - ت : ندارد .
( [ 5 ] ) - ل : رود .
( [ 6 ] ) - ت : ندارد .
( [ 7 ] ) - م : سيارگان .