تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣

حكايات وقايع و حوادث سنهء ثمانمايه « 1 »

ذكر فرستادن امير صاحب‌قران پسر امير خضر خواجه را پيش پدرش و خواستارى دختر كردن

در آن ولا كه حضرت صاحب قرانى سمرقند را محلّ نزول رايات همايون گردانيده بود و با فرزندان و شاهزادگان به كام دل و عيش و عشرت مىگذرانيد داعيهء كرم و مروّت در حركت آمده و از ابر عاطفت باران مرحمت [ 186 - آ ] باريدن گرفت شكرانهء اين نعمت پسر خضر خواجه اغلان را به‌جانب پدرش فرستاد و دربارهء او انعامهاى پادشاهانه و فنون تكلّفات خسروانه « [ 1 ] » به تقديم رسانيد . امير غياث الدّين ترخان را با او روانه ساخت و به‌جهت خواستارى دختر خضر خواجه اغلان خاصّهء شريفهء خود را تحف بسيار از غرايب اجناس و نفايس اموال ارسال فرمود و چون ايشان روانه شدند حضرت صاحب قرانى در آن تابستان به مرغزاركان گل كه بر در سمرقند است خيام عظمت برافراشت اجتماعى عظيم در آن موضع دست داد . شاهزادگان و عروسان و كلينان « [ 2 ] » « 2 » از عراق تا خراسان و اطراف ولايت به بساط بوس حضرت آمدند و پيشكشها كشيده « [ 3 ] » و طويها كردند و موضع كان گل را به آذينها « [ 4 ] » آراسته و خرگاه‌ها را به جواهر و لآلى مرصّع گردانيده پودهاى زر و زيور بر هم ريخته و نافه‌هاى مشك و شمامه‌هاى عنبر بر هم آميخته عامّهء امرا و لشكر را به كلاه و كمر و زر مغمور و معمور گردانيد « [ 5 ] » مدّت سه ماه در آن منزل بدين نوع سپرى شد .
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « و فنون تكلّفات خسروانه » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : « و عروسان و كلينان » ندارد ( [ 3 ] ) - م : كشيدند . ( [ 4 ] ) - بازينها . ( [ 5 ] ) - ت : « و زر مغمور و معمور گردانيده » ندارد . ( 1 ) سال 800 ه . ق . ( 2 ) كلينان : عروس ( جامع التواريخ ، ج / 3 ، ص 2400 ) .