ذكر احوال فارس و توجّه اميرزادهء اعظم محمّد سلطان بدان طرف و رفتن او به حدود هرمز
پيشتر از اين ذكر اختلاف ميان اميرزاده پير محمّد بهادر « [ 1 ] » و سونجك گفته شد .
اميرزاده پير محمّد چون به شيراز رسيد بعد از فتح يزد صندوق پدر خود اميرزاده عمر شيخ بهادر - طاب اللّه ثراه - را با بعضى از متعلّقان او كه از ماوراء النهر به فارس آمده بودند روانهء قبّة الخضراى كش كه مدفن آن دودمان بود گردانيد و سونجك و جماعتى كه با او در مخالفت اميرزاده پير محمّد متّفق « [ 2 ] » بودند ، حكايت اتلاف و اسراف اموال به اردو عرضه داشت كردند و اميرزاده پير محمّد نيز از ايشان شكايتگونه عرضه داشت كرد و صدر را كه خدمتكار قديمى بود بهسبب ميل بهجانب مخالفان و تصديق ايشان حكم سياست فرمود و بيردى [ بيك ] كه داروغهء اصفهان بود دعوت حقّ [ 184 - آ ] را اجابت « [ 3 ] » كرده و توكّل قرقرا كه از امراى بزرگ اميرزادهء جهان و جهانيان عمر شيخ بهادر بود ترك امارت كرده به ملازمت شيخ الاسلام جنيد كازرونى قيام مىنمود و دولتخواجه كه نايب اميرزاده پير محمّد بهادر بود نمك به حرامى كرده « [ 4 ] » بهطرف سونجك گشت . اين اخبار به حضرت صاحب قرانى رسيد حكم فرمود كه اميرزاده پير « [ 5 ] » محمّد سلطان ضبط احوال و اموال فارس كند . اميرزاده پير محمّد و سونجك بهادر و دولتخواجه به اردوى همايون حاضر شوند ، اين جماعت متوجّه اردو شدند .
حضرت صاحب قرانى اميرزاده پير محمّد را به عتاب مخصوص و « [ 6 ] » مخاطب فرمود و چندروز او را بىمقدار داشت و چون پير محمّد بهادر « [ 7 ] » قواعد لشكركشى را نيكو مىدانست كارها نيكو كرد و بهادر تهيّأ نمود حضرت صاحب قرانى او را تربيت فرموده روانهء فارس گردانيد و سونجك را بدان گناه مؤاخذة فرموده فرمان شد كه با تومان خود متوجّه بلاد سند و حدود هندوستان شود و تا مدّت سه سال قلاع و بلاد آن نواحى فتح كند و دولتخواجه كه از خدمتكاران قديمى اميرزاده جهان عمر شيخ بهادر بود گوش و بينى او بيرون كردند و به شفاعت اميرزاده اسكندر بهادر جان او را به دو بخشيد . اميرزاده اسكندر بهادر او را با خود بهجانب اندكان برد و اميرزاده محمّد سلطان بعد از ضبط
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : قبول .
( [ 4 ] ) - ت : « نمك به حرامى » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : « مخصوص و » ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : از « و چون پير محمّد بهادر . . . » تا اينجا ندارد .