ايّام حضرت صاحب قرانى كه سلطنت تمامى ممالك تعلّق به ديوان اين شهريار كامكار گرفت با وجود شواغل سلطنت همان وظايف طاعت و عبادت كه بدان « [ 1 ] » مجبول است مرعى مىدارد و اوقات و ساعات چنان مضبوط و محفوظ دارد كه يك لحظه از ايّام همايون كه امداد آن به امتداد ساعات متّصل باد ضايع نگذرد هرچند « [ 2 ] » معظم اوقات به ضبط ملك و تدبير مصالح مسلمانان مصروف بود اوقات شبانهروز را موزّع گردانيد .
هنوز سحر اعلىست كه به تجهيز وضو و ترتيب اداى نماز مشغول شود و بعد از اداى فرض به خواندن اوراد و ادعيه اشتغال نمايد و بعد از اشراق ، نماز چاشت گزارد . پس از آن مقرّبان و اركان دولت درآيند و سوانح حالات عرضه دارند ، بعد از آن بيرون آيد و بار عامّ بود و اغلانان و ميهمانان و ايلچيان كه از اطراف آمده باشند هركس به ساورى خود بنشينند و شيلان بكشند . چون از طعام فارغ شوند امرا ساعتى ملازمت نموده مهمّات مالى و ملكى عرض « [ 3 ] » كنند و جوابهاى شافى بشنوند و هريك به مهمّى كه مفوّض شوند رجوع نمايند . حضرت سلطنت بعد از اندك « [ 4 ] » قيلوله اداى صلات ظهر كرده به مطالعهء كتب تواريخ و اخبار و نكات طريقت و حقيقت و معرفت قوانين شريعت بحث كند . نماز عصر بعد از سنّت به جماعت گزارد و سورة النّبأ و الفتح بخواند .
بعد از صلات مغرب حفّاظ به مجلس همايون حاضر شوند و به دور نصف جزوى بخوانند و اين وظيفه در ليالى دوشنبه و پنجشنبه و جمعه رعايت نمايد و در هر شبانهروزى يك روزه نماز قضا بگزارد با آنكه هرگز در مدّت العمر از آن زمان باز كه به عالم تكليف رسيده است يك نماز از وى فوت نشده بعد از آن در هر شب يك عشر از كلام اللّه بر ترتيب با چند تفسير عربى و فارسى مطالعه نمايند « [ 5 ] » و مباحث و نكات و دقايقى كه در تفاسير گفته باشند به تمام و كمال معلوم گردانيده كتب فقه در ميان آورند .
چون وقايه و هدايه و صلوة مسعودى و غيره و يك فصل مطوّل به هرجا كه رسيده باشند « [ 6 ] » بحث كرده تحقيق « [ 7 ] » آن مسايل نمايند پس از آن از طبّ و نجوم و لغت و غيره از هريك چند مسأله معلوم فرمايند . « [ 8 ] » بعد از اين جمله « [ 9 ] » يك جزو از كلام اللّه بر ترتيب تلاوت كنند و از چهار سوره كه يس و دخان و فتح و واقعه باشد يكى بعد از آن يك سىپاره بخوانند . پس از اداى اين مواضع قرانى كه بر آن گذشتند « [ 10 ] » هرچه در آن
هامش
( [ 1 ] ) - ت : بر آن .
( [ 2 ] ) - ت : چه .
( [ 3 ] ) - ت : عرضه .
( [ 4 ] ) - ت : آنكه .
( [ 5 ] ) - ت : نمايد .
( [ 6 ] ) - ت : باشد .
( [ 7 ] ) - ت : به تحقيق .
( [ 8 ] ) - ت : فرمايد .
( [ 9 ] ) - ت : ندارد .
( [ 10 ] ) - ت : « مواضع قرانى . . . » تا اينجا ندارد ، ت : وظايف .