ذكر وقايع و حوادث سنهء سبع و تسعين و سبعمايه « 1 »
حضرت صاحب قرانى در مفتتح اين سال از راه دربند متوجّه دشت قفچاق شد
در اين سال حضرت صاحبقران بهجانب دشت قفچاق رفت از راه دربند و سببش آن بود كه چند نوبت از لشكر پادشاه تقتمش حركات ناشايست بهوجود آمده بود و حضرت صاحب قرانى همّت عالى بر دفع شرّ « [ 1 ] » ايشان مصروف گردانيده نخست شمس الدّين الماليغى را كه مردى دانا و كارديده و عاقل و هوشمند بود به رسالت فرستاد و مشار اليه « [ 2 ] » به سخنان شيرين و كلمات دلپذير بند و گشاد سخن چنان كه بايد مرعى داشته اداى مقصود كرد و سخنان او در دل امرا و پادشاه بغايت موثر آمد و ميل به صلح و صفا نموده او را نوازش نموده بازگردانيد . چون او برسيد امير صاحبقران به آب سمور رسيده بود و در كنار كوه البرز كه از آنجا تا كنار آب پنج فرسخ باشد لشكر را صفها آراسته جيبا مىديدند بهترتيب و تجمّل و استعدادى كه در قرنها مثل آن نشان نداده بودند با لشكرى جرّار و سپاهى كينهدار « [ 3 ] » و امراى نامدار و شهزادگان كامكار متوجّه آن ديار شد . ظفر بر يمين و نصرت بر يسار و گردون مطيع و گيتى فرمانبردار كوچ كرده از دربند گذشته به ايل و ولايت قيتاغ كه از هواخواهان تقتمش خان بودند رسيدند « [ 4 ] » دفع ايشان واجب نمود التفات به قلعوقمع ايشان فرموده جوانب و اطراف ايشان به طريقه فروگرفتند كه از بسيار اندكى و از هزار يكى خلاص نيافت و مجموع آن ولايت « [ 5 ] » را بغارتيدند . در اين اثنا تقتمش خان ايلچى فرستاد . اورباق « [ 6 ] » « 2 » نام چون به نزديك
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : او .
( [ 3 ] ) - ل : كينهگداز .
( [ 4 ] ) - ت : رسيد .
( [ 5 ] ) - م و ل : ولايات .
( [ 6 ] ) - ت : اورتاق .
( 1 ) سال 797 ه . ق .
( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « اورتاق » ، ص 158 .