را به محافظت و حكومت آنجا تعيين فرمود و الحقّ او بزرگى نيك محضر و مصلح و خيرخواه و كريم بود بقاياى رعايا را در كنف رعايت گرفته جراحت نكبات « [ 1 ] » ايشان را به مرهم لطف و احسان مداوا نمود و عجزه و مساكين آن مواضع را زير جناح شفقت و اهتمام [ 174 - آ ] خود محافظت فرمود و بعد از رفتن لشكر در بغداد قحط شده بود و عزيزان از بىقوتى ذليل و خوار گشته او بدانچه مقدور بود در اكرام علما و اطعام فقرا و تصدّق مساكين هيچ دقيقه اهمال نفرمود .
آنگاه امير صاحبقران « [ 2 ] » لشكرها آراسته و مضبوط گردانيد . آوازه انداخت كه رايات همايون مراجعت مىنمايد تا اعدا و مخالفان از جوانب بدان خوشدل شدند و اعتماد بر آن كرده جانب وظايف حزم و احتياط مهمل گذارند . « [ 3 ] » در اين اثنا از هر ده نفر مرد دو نفر اختيار كرده اغرق را گذاشته اميرزاده عثمان بن امير عبّاس را بر سر ايشان بگذاشت و اردشير را به طلايه و تفحّص حال لشكر تعيين كرد و در اغرق اميرزاده محمّد سلطان امير غياث الدّين ترخان و امير اوچ قرا بهادر سرلشكر گشته بازايستادند و خود با لشكرى گران علوفه اسبان گرفته و توق برداشته از طرف بالاى آب روانه شد به قلعهء كركوك رسيد و آن قلعهء را به امير سارق على اويرات سيورغال فرمود . امير على سرخ و پير على و جهانگير به بساط بوس آمدند و امراء اطراف و كوتوالان قلاع به تخصيص حاكم التون كوبروكى به آستان بوس آمدند « [ 4 ] » و سر بر عتبهء عبوديّت نهاده مطيع و منقاد شدند .
امير صاحبقران ايشان را به نوازش و انعام و تربيت مخصوص گردانيد و مال و منال « [ 5 ] » بسيار بديشان بخشيد و روز چهارشنبه به موضع اربيل رسيدند . والى آنجا شيخ على طوى كرد و انواع خدمات شايسته به تقديم رسانيد . روز پنجشنبه از آنجا كوچ كرده به موضع موصل رسيد . روز جمعه به زيارات مقدّسهء ادريس « [ 6 ] » و جرجيس - على نبيّنا « [ 7 ] » و عليهما السلام - رفته استمداد همّت نموده به هر مزارى دههزار دينار كپكى جهت عمارت انعام فرمود به تسخير ايلهاى اطراف و ياساميشى سرداران آن نواحى رفته بود همه را در مقام طاعت و فرمانبردارى آورده در اين موضع به بساط بوس رسيد و يارعلى
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : صاحبقران و آن .
( [ 3 ] ) - ت : از « آوازه انداخت كه رايات . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 4 ] ) - ل : از « و امراء اطراف و . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : احمال و اثقال .
( [ 6 ] ) - ت : يونس .
( [ 7 ] ) - ت : « على نبيّنا » ندارد .