هشت از « مه ذى الحجّه » « 1 » ببر تا يا بى * تاريخ مه و سال گرفتن به كمال
ذكر احوال آذربايجان در اين سال مذكور
در اين سال مقدّم كه التون حاكم تبريز شده بود محمود خلخالى و شيخ حاجى بغدادى بعد از آنكه از سلطانيّه [ 167 - آ ] مراجعت نمودند كه اغجكى با ايشان حرب كرد و در سلطانيّه كارى نتوانستند كرد متوجّه تبريز شدند و التون در تبريز بود با ايشان جنگ كرد و بهادرى جانه نام از نوكران محمود خلخالى جنگهاى مردانه كرده التون را منهزم گردانيدند . التون شهر باز گذاشته متوجّه قلعهء النجق شد ، از طرف النجق جمعى به مدد او مىآمدند با ايشان باز مراجعت نمود و كرّت ثانى جنگهاى سخت كرد امّا فايده نداد . در اين كرّت نيز منهزم گشته بهجانب النجق رفت و تبريز بر محمود خلخالى قرار گرفت و مدّت شش ماه در ربع رشيدى قرار گرفت « [ 1 ] » و هرچه ممكن بود از بيراهى و ظلم مىكرد . چون فصل بهار شد و سنهء اربع و « [ 2 ] » تسعين درآمد بهطرف خلخال رفت و ملك عزّ الدّين را در تبريز بگذاشت و امير قرا يوسف تركمان از حدود خوى متوجّه تبريز شد و روزى چند در تبريز بود و وجهى چند از اهالى تبريز به تعدّى و ظلم بستد و دو كس را از نوكران خود يكى ستلمش و يكى خليل نام در شهر به حكومت بگذاشت .
خليل چون از فعل بد خود و مردم شهر ايمن نبود مدرسهء قاضى شيخ على را از بهر نشست خود قلعه ساخت و فصيل و بارو و تيرانداز و سنگانداز راست كرد و از دو طرف شارع دو دروازه محكم ساخت چنان كه حصارى شد و خليل و ستلمش در قلعه مىبودند و از جور و ظلم بر اهل شهر هيچ دقيقه مهمل نمىگذاشتند . ناگاه محمود سياهكوهى با لشكرى به تبريز آمد . خليل و ستلمش تركمان در قلعهئى كه ساخته بودند محصور شدند . چون لشكر محمود سياهكوهى از راه دور رسيدند « [ 3 ] » و ضعيف گشته « [ 4 ] » تركمان را معلوم شد از قلعه بيرون آمدند و با ايشان جنگ كردند . ايشان را مجال اقامت نماند بگريختند و در آن گريختن محمود سياهكوهى بر دست ذو النّون « [ 5 ] » محمّد جمشيد
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : نزول داشت .
( [ 2 ] ) - ت : « سنهء اربع و » ندارد .
( [ 3 ] ) - م : رسيده بودند .
( [ 4 ] ) - ت : گشته بود .
( [ 5 ] ) - ت : ندارد .
( 1 ) طبق حروف ابجد از « مه ذى الحجّه » هشت عدد كم شود 794 بهدست مىآيد .