ذكر حوادث و وقايع شهور سنهء خمس و تسعين و سبعمايه « 1 »
حضرت صاحبقران چون از فتح آمل و سارى بازپرداخت در محرّم سنهء خمس و تسعين و سبعمايه به موضع شاسمان آمد و قشلاق فرمود و در آن محلّ سراى عالى بنياد نهاد و به اندك فرصتى به اتمام رسانيد و ايلچى به دار السّلطنه سمرقند روان گردانيده « [ 1 ] » به طلب مخدومزادهء جهان و جهانيان شاهرخ بهادر خان - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه و خلافته « [ 2 ] » - و آقايان و خواتين فرستاد و ايشان را به حضرت خود خواند جمله را گل طرب « [ 3 ] » بر شاخسار امّيد شكفته گشته در مقام فرح و شادى روزها گذرانيدند و نذور و صدقات به مستحقّان رسانيد از دار السّلطنهء سمرقند در دوشنبه بيست پنجم ذى الحجّهء سنهء « [ 4 ] » 794 « [ 5 ] » متوجّه حضرت صاحب قرانى شدند .
روز ديگر سرما و بادى عظيم برخاست چنان كه اكثر لشكر از صحراها به خانهها موضع شادمان گريختند و چون روز شد به موضع دمشق نزول فرمودند . دو روز آنجا توقّف فرمودند « [ 6 ] » و بعد از آن روز سيّم به موضع قرشى رسيدند . آنجا قاصدى ديگر از حضرت صاحب قرانى برسيد و در توجّه استعجال نمود . در اين ايّام حضرت امير و اميرزادهء بزرگ كه قرّة العين و چشم و چراغ دودمان است درد چشم پديد آمده بود و با وجود آن بهموجب فرمان پدر بزرگوار تعجيل كرده كوچ فرمود . بعد از آنكه از آب آمويه عبور فرمودند و به ديه هندوان رسيدند احمال و اثقال را گذاشته جريده متوجّه شدند . چون در ولايت يازر به موضع جلاوون رسيدند امير صاحبقران از فرط اشتياق و غايت اهتمام به استقبال ايشان آمده در آن منزل ملاقات فريقين « [ 7 ] » سعدين دست داده به هم رسيدند و از شاخسار امانى گل مراد چيدند « [ 8 ] » و به ديدار يكديگر شادمانى نموده و
هامش
( [ 1 ] ) - ت : گردانيده بود .
( [ 2 ] ) - ت : از « خان خلد اللّه . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : طيب .
( [ 4 ] ) - ت : ندارد .
( [ 5 ] ) - ل : ثلث و تسعين و سبعمايه .
( [ 6 ] ) - م و ل : نمودند .
( [ 7 ] ) - ت : ندارد .
( [ 8 ] ) - م و ت : چيد .
( 1 ) سال 795 ه . ق .