امرا و نوييان و خواتين و فرزندان چون دانستند كه هر شفا كه نه از دار الشّفاء
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ
« [ * ] » » « 1 » معتبر نباشد و نه هر دارو كه طبيب
« اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ
« [ * * ] » » « 2 » نسخهء مفردات آن تعيين كند نافع نيايد ، اقتدا به حديث رسول - صلّى اللّه و عليه و آله سلّم - كرده كه فرموده است : « داووا مرضاكم « [ 1 ] » بالصّدقة » يعنى دوا كنيد بيماران خود را به صدقه دادن دست به تصدّق [ 166 - آ ] و خيرات برگشودند و فقرا و صلحا و عجزه و مساكين را به انعام و احسان مخصوص گردانيده « [ 2 ] » و به مزارات شريفه صدقهها فرستادند و اسبان نامدار و بارگيان خاصّه را قربان كرده بر فقرا قسمت كردند .
حضرت پروردگار - عزّ شأنه - دعاى مستمندان مستجاب فرموده در پانزدهم شعبان مزاج مبارك روى به صحّت نهاد عالم و عالميان را امن كلّى روى نمود و باز به شكرانهء اين نعمت خيرات بسيار « [ 3 ] » فرمودند و شكرانهها « [ 4 ] » گزارد و چون حال مزاج مبارك به استقامت رسيد به ترتيب لشكر مشغول گشتند . اميرزاده محمّد سلطان بهادر را منقلاى گردانيده در ششم « [ 5 ] » ماه رمضان به طالع سعد و اخترى فرخنده سوار شدند . امير حاجى سيف الدّين را بهجانب سمرقند روان كرد و پانزدهم ماه مذكور « [ 6 ] » از آب امويه گذشته خواتين و آغايان را در ركاب حضرت مخدوم و مخدومزادهء عالميان اميرزاده شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - اجازت مراجعت به دار السّلطنهء سمرقند فرموده در غرّهء شوّال از موضع چول گذشته نزول فرمود و روز چهارشنبه نماز عيد گزارده كوچ كردند و به موضع يلغوزاغاج « [ 7 ] » « 3 » فرود آمد و در بيستم شوّال از ولايت « [ 8 ] » يارز گذشته به لب آب كورد « [ 9 ] » « 4 » رسيدند و در اين منزل سيّد بركه كه پيشتر به رسالت بهجانب « [ 10 ] » مازندران رفته بود مراجعت كرده پسر امير سيّد كمال الدّين را با خود آورد و چون به بساط بوس رسيد احوال پدر به عزّ رسانيد و تقرير كرد كه در مقام مطاوعت و فرمانبردارى است و سر بر آستان انقياد نهاده مال قبول مىكند .
هامش
( [ 1 ] ) - م : مرضيكم .
( [ 2 ] ) - م : گردانيدند .
( [ 3 ] ) - ت : ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : شكرها .
( [ 5 ] ) - عاشر .
( [ 6 ] ) - ت : مبارك رمضان .
( [ 7 ] ) - ت : يلغراقاچ .
( [ 8 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 9 ] ) - ت : كورگان .
( [ 10 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 82 ، سوره 17 .
( [ * * ] ) قسمتى از آيه 19 ، سوره 42 .
( 1 ) ( - - -
( 2 ) ( - - -
( 3 ) ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « يلغوزبغاج » ، ص 226 .
( 4 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « جرجان » ، ص 126 .