تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
چون صولت سرماى زمهرير به صفاى هواى دلپذير بهار مبدّل گشت از يورت قشلاق كوچ فرموده شكاركنان متوجّه دار السّلطنهء سمرقند شدند . در يورت دلپذير كان گل سراپردهء دولت زده به عادت نزول فرود . مجموع شاهزادگان و امرا هريك « [ 1 ] » به جاى « [ 2 ] » خود فرود آمدند طوىخانه‌هاى بزرگ زده به ترتيب زفاف مخدوم‌زادگان مشغول گشت . سه فرزند را كه از نقاوهء دودمان دولت بودند جهت هريك اردوى على حده بزدند و يك دختر امير غياث الدّين ترخان را جهت اميرزاده پير محمّد و يك دختر ديگر را جهت اميرزاده رستم فرود آورده يك دختر امير حاجى سيف الدّين را به جهت اميرزاده ابا بكر بن اميرزاده اميرانشاه بهادر « [ 3 ] » دادند « [ 4 ] » و در آن ايّام به تهنيت آن بشارت اشارت فرمود تا طويهاى بزرگ ترتيب كردند و خلايق از خاصّ و عامّ به عيش و عشرت اشتغال نمود . چنانچه در آن ايّام « [ 5 ] » محكمهء يارغو و ياساق در توقّف بود و هر كس به‌موجب دلخواه خود عيش و كامرانى نموده به تنعّم و تلذّد اشتغال نمودند « [ 6 ] » به حيثيّتى كه تايبان صدساله با طفلان « [ 7 ] » ده‌ساله برابرى كرده خرقهء تقوى و سجّادهء دعوى را به شراب ناب غسل داده مرهون مطرب و قوّال كردند . چون مدّت آن عيش و طرب منقضى شد و موسم آن طوى و تنعّم به اتمام رسيد روى به ضبط مملكت و نسق ولايت آورده عازم ممالك فارس و عراق و آذربايجان گشته « [ 8 ] » با امرا و اركان دولت مشورت فرموده به مازندران فرمود .
هامش
( [ 1 ] ) - ت : كس . ( [ 2 ] ) - م و ل : و دال . ( [ 3 ] ) - ت : از « بن اميرزاده اميرانشاه بهادر » ندارد . ( [ 4 ] ) - م : آوردند . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : مشغول شدند . ( [ 7 ] ) - ت : باطلان . ( [ 8 ] ) - م و ل : گشتند .