ذكر حكايات و حوادث و وقايع سنهء اربع و تسعين و سبعمايه « 1 »
و در اين سال با لشكرها از ماوراء النهر روان شد و مدّت پنج سال در اين يورش بود و اين يورش را لشكر پنجساله نام كردند « [ 1 ] » و سالبهسال واقعات واقعه را ثبت گرداند ، ان شاء اللّه وحده « [ 2 ] » .
چون به مباركى و طالع سعد از قضيّهء محاربهء تقتمش خان مظفّر و منصور مراجعت فرمود رأى رزين آن اقتضا كرد كه بر ممالك ايران كه تسخير فرموده بود بار ديگر گذرى فرمايد و بيضهء مملكت را از مخالفان پاك گرداند ، بنابراين معنى « [ 3 ] » در رجب سنهء اربع و تسعين و سبعمايه اختيار سفر فرموده رايات همايون در حركت آمد و در غرّهء شعبان به بخارا حركت فرمود و « [ 4 ] » نزول نمود « [ 5 ] » و در اين ولا مزاج مبارك را انحرافى طارى شد با وجود التفات بدان نكرده كوچ فرمود و به جوى زر رسيده فرود آمدند . خواتين و فرزندان و اغروق را طلب فرمود از جمله مهد بلند پايه بلقيس هماى سايهسراى ملك خانم و بانوى عظمى درّة التاج افسر شهريارى و غرّهء ديباچهء بختيارى فرزند بندگى حضرت سلطانبخت آغا با ساير فرزندان و خواتين در پايهء سرير اعلى حاضر شدند و اميرزاده جهان محمّد سلطان منقلاى لشكر شده پيش رفته بود . فرمان شد كه او نيز لشكر را در مقام خود گذاشته جريده بازگردد . چون زحمت روى در ازدياد داشت اطبّاء بزرگ از ترك و تازيك جمع گشته به وظيفهء معالجت كما ينبغى قيام نمودند و دقايق و شرايط دفع مرض و تقويت طبيعت به تقديم رسانيدند .
هامش
( [ 1 ] ) - ت : گويند .
( [ 2 ] ) - ت : آنچه به وقوع پيوسته ذكر كرده شود ، ان شاء اللّه تعالى .
( [ 3 ] ) - ل : عزيمت .
( [ 4 ] ) - ت : « حركت فرمود و » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : فرمود .
( 1 ) سال 794 ه . ق .