اسباب و اوضاع خود برجاى گذاشت و بعد از چندروز كه در اردو بود خبر تيمور قتلغ و جلوس او به سلطنت شنود دو دل شد . فامّا همچنان ملازم اردو مىآمد « [ 1 ] » تا به رودخانهء باييق رسيدند به وقت آنكه لشكريان هريك به گذشتن آن مشغول بودند فرصت يافته با كوچ و اغروق خود فرار كرد . حضرت صاحب قرانى « [ 2 ] » بر تخلّف آن بىوفايان « [ 3 ] » ايشان التفاتى نفرمود و به سلامت در پناه عزّ و ظفر با غنايم بسيار كوچ بر كوچ مراجعت فرموده به حدود ماوراء النهر درآمد و در تاريخ شكستن « [ 4 ] » لشكر تقماق كاتب و مولّف اين كتاب همايون را بيتى افتاده بود :
شعر
خدايگان سلاطين شهنشه آفاق * شكست لشكر تقماق را به « زخم چماق » « 1 »
ذكر معاودت حضرت صاحب قرانى از دشت قفچاق به ماوراء النّهر
حضرت صاحب قرانى چون از يورش تقماق به مباركى در تختگاه دار السّلطنهء سمرقند نزول فرمود به ديدار شاهزادگان و خواتين شادمانيها نمودند و طويهاى بزرگ فرمود و مجموع دولتخواهان قديم « [ 5 ] » و خدمتكاران را بنواخت و از تنسوقات و تبرّكات دشت قپچاق و الوس تقماق بلك از مجموع آفاق فراخور هركس از هرجنس سوغاتهاى بسيار انعام فرموده « [ 6 ] » و سيورغالات [ 165 - ب ] بيش از حدّ ارزانى داشت و چندروزى به ديوان مظالم نشسته به غور داد مظلومان رسيد و بيدادگران ظالم را گوشمال بليغ داد و با سادات و علما و مشايخ مجالس علمى و محافل عرفى چنانچه عادت معتاد مباركش بود داشته هريك را به صلات و تشريفات بهحسب مراتبهم مشرّف گردانيده به ترويج علم و تعظيم علما و تعمير بقاع خير رغبت نموده بهجهت قشلاميشى متوجّه آهنگران شد و در موضع جيناس يورت مبارك اختيار كرده « [ 7 ] » نزول فرمود « [ 8 ] » . زمستان در آن محلّ گذرانيد « [ 9 ] » .
هامش
( [ 1 ] ) - ت : مىبود .
( [ 2 ] ) - م و ل : صاحب قران كامكار .
( [ 3 ] ) - ت : بىوفايى .
( [ 4 ] ) - م : ندارد .
( [ 5 ] ) - م : قديمه .
( [ 6 ] ) - ت : « بسيار انعام فرموده » ندارد .
( [ 7 ] ) - م و ل : فرموده .
( [ 8 ] ) - م و ل : كرد .
( [ 9 ] ) - ت : گذرانيدند .
( 1 ) زخم چماق - 791 .