حضرت صاحب قرانى چون حقيقت حال معلوم كرد دو روز هم در آن منزل توقّف فرمود « [ 1 ] » تا مجموع لشكرها جمع گشته تورها و گاوچپر « [ 2 ] » ترتيب كردند .
لشكرهاى منصور را نسق كرده جيبا و اسلحهء ايشان احتياط نموده انعام و احسان فراوان در حقّ ايشان مبذول فرمود . كورانات را طناب زده و دايرهء يورت فرود آمدن تعيين نمودند و مقرّر شد كه من بعد در هر منزل كه نزول كنند خندق بكنند .
چون قولها مستحكم شد هرروز كوچ مىكردند و ياساق چنان « [ 3 ] » بود كه قطعا هيچ آفريده از قشون خود جدا نشود و همچنان تا وقت فرود آمدن به ترتيب ياسال كرده « [ 4 ] » ساكن و آرميده مىرفتند تا از قراولان پيش خبر رسيد كه سواد سه قشون مرد از دور پيدا شد . « [ 5 ] » آن روز بارخانهء جيبا را سر صناديق گشاده به تومانات پخش فرمود و اوكلكاى بسيار از هرچه در خزانه بود به قدر هركس و مرتبهء هركس بداد و وعدههاى خوب و دلدارى بىشمار نمود . چون به منزل ديگر نزول فرمود باز قراولان سواد قشونات ديده اعلام كردند . آن زمان « [ 6 ] » حضرت صاحب قرانى خود به قراولگاه رفت و قراولان كه پيشتر « [ 7 ] » فرستاده بود « [ 8 ] » يكى از ياغيان « [ 9 ] » گرفته آوردند . چون از او تفحّص نمودند « [ 10 ] » تقرير كرد « [ 11 ] » كه ياغى شما را كشيده مىخواهد كه پيشتر برد . شنودهاند كه در لشكرگاه « [ 12 ] » شما علوفه « [ 13 ] » تنگ شده است بهجهت آن مصلحت اين نوع تدبير كردهاند .
حضرت صاحب قرانى از غايت قهر آن شخص « [ 14 ] » را سياست فرمود و سونجك بهادر و ارغونشاه بهادر را بفرستاد كه از لشكر دشمن خبر آرند . برفتند و تفحّص بسيار كردند هيچ خبر نيافتند متعجّب گشته باز « [ 15 ] » گشتند . حضرت صاحب قرانى دانست كه آن بيچاره مقتول راست مىگفته است . بعد از آن مقرّر فرمود كه شب هيچكس روشنائى نكند و بعد از نماز شام هيچ آفريده از كوران بيرون نيايد و مبشّر را تعيين فرمود كه به احتياط تمام « [ 16 ] » پيشرفته البتّه به هرنوع كه باشد خبرى تحقيق كرده بياورد . « [ 17 ] » او بر موجب فرمان با نوكران اعتمادى خود پيش رفت . قضا را گذارش بر پشتهئى افتاد از آنجا خبر تحقيق يافتند كه « [ 18 ] » آواز غلبه به گوش او رسيد ، به احتياط تمام نوكران را بر جاى گذاشته خود نزديكتر رفت و تفحّصى نمود ديد كه به كمّيّت و كيفيّت بيش از ايشان
هامش
( [ 1 ] ) - ت : نمود .
( [ 2 ] ) - ت : « و گاوچپر » ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : « ياسال كرده » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : شدند .
( [ 6 ] ) - م و ل : « آن زمان » ندارد .
( [ 7 ] ) - م و ل : پيش .
( [ 8 ] ) - ت : ندارد .
( [ 9 ] ) - ت : لشكر ياغى .
( [ 10 ] ) - م و ل : كردند .
( [ 11 ] ) - م و ل : نمود .
( [ 12 ] ) - ت : لشكر .
( [ 13 ] ) - ت : ندارد .
( [ 14 ] ) - م و ل : مرد .
( [ 15 ] ) - ت : « گشته باز » ندارد .
( [ 16 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 17 ] ) - ت : بياورند .
( [ 18 ] ) - م و ل : « از آنجا تحقيق يافتند كه » ندارد .