يكى را ايغربالى مىخوانند و دويم بوركچيك « 1 » و سيم را چيچاكچيك . « 2 » حضرت امير « [ 1 ] » صاحب قرانى فرمود كه از « [ 2 ] » اين سه گذر گذشتن صواب نيست و اعتماد بر آن نه چه دشمن برابر است يمكن كه در كمين باشند و به وقت فرصت كمين بگشايند . « [ 3 ] » مصلحت آن است كه بر اين لب « [ 4 ] » آب كوچ كرده بالا رويم و توكّل بر حضرت حقّ كرده بر آب زنيم و چون باد « [ 5 ] » بگذريم :
بيت
تو در دريا فكن خود را بگو از بهر تسبيحى * كه خود روح القدس گويد كه « بسم اللّه مجريها » « [ 6 ] »
امرا انقياد نموده همان ساعت كوچ كردند و بالا رفته از آب ياييق بگذشتند و مدّت شش روز ديگر برفتند و به آب سمر « [ 7 ] » رسيدند . قراول لشكر منصور پيش رفته بودند و آواز دشمنان كه با هم سخن مىگفتند « [ 8 ] » شنوده آن حال به حضرت اعلام كردند . در اين وقت اميرزاده جهان محمّد سلطان بهادر يكى را از دشمنان گرفته به حضرت رسانيد « [ 9 ] » چون احوال از او پرسيدند « [ 10 ] » و منازل و مراحل معلوم كردند ، گذر آب پديد كرده شب آنجا نزول كرده و صباح كه غرّهء ماه رجب بود از آب بگذشتند و آن زبانگير كه گرفته بودند تقرير كرد كه تا غايت از وصول شما در اين الوس هيچ خبر نبود .
امّا دو نفر نوكر ايدكو از شما گريخته آمدهاند و از كيفيّت وصول شما [ 162 - ب ] تقتمش خان را خبر كرده و اين زمان او نيز از ايل آق آورده و كوك آورده و لشكرهاى بسيار آورده در قرقكول « [ 11 ] » مترصّد لشكرهاى لتپقه « [ 12 ] » « 3 » و قرم و آزاق و بلغار نشسته است و با وجود آنكه هنوز آن لشكرها نرسيده سياهى ايشان به دو مقدار شما باشد و ديگر در خاطر داشت كه كوچ كرده كنارهاى لب آب را بر شما بگيرد . چون شنود كه لشكر شما از بيراهه مىگذرد متعرّض نشد اين زمان قرار داده است كه البتّه مقابله كرده مصاف دهد .
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : در .
( [ 3 ] ) - م و ل : « و به وقت فرصت كمين بگشايند » ندارد .
( [ 4 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : « چون باد » ندارد .
( [ 6 ] ) - م و ل : اين بيت ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : سمور .
( [ 8 ] ) - م و ل : گفته بودند .
( [ 9 ] ) - ت : رسانيدند .
( [ 10 ] ) - ت : « چون احوال از او پرسيدند » ندارد .
( [ 11 ] ) - ت : كوك .
( [ 12 ] ) - ت : ليقه .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « بوركچيد » ، ص 120 .
( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « چپماكچيد » ، همان .
( 3 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور چاپ چكسلواكى ) : « لببقه » ، ص 95 .