و اهالى هرات مجموع را به تربيت و احسان مخصوص گردانيد در اواخر رمضان المبارك « [ 1 ] » ايلچى رسيد و خبر مراجعت حضرت امير صاحبقران از مغولستان رسانيد « [ 2 ] » كه با فتح و نصرت ، معاودت به ماوراء النّهر نموده بود ، چنانچه پيشتر معروض گشته است آن فتح تكرار نمىرود « [ 3 ] » .
در اوايل شوّال خانزاده نقدى بيك كه خواهر خانزاده بود و امير سيفل كه حاكم قندهار بود به دار الامان « [ 4 ] » هرات رسيدند و چندروز طويهاى متعاقب كردند و هم در اوايل « [ 5 ] » شوّال امير تيمور خواجه پسر امير آقبوقا بهادر از پيش حضرت صاحب قرانى رسيد و سه تومان زر نقد اوكلكاى مخدومزادهء جهانيان رسانيد و اميرزاده « [ 6 ] » او را رعايت و دلجويى « [ 7 ] » بسيار نمود و به وقت مراجعت انعام بىشمار فرمود و اسب تازى كرنگ قشقا كه سارو عادل پيشكش حضرت صاحب قرانى كرده بود و آن حضرت « [ 8 ] » به اميرزاده اميرانشاه بهادر « [ 9 ] » بخشيده و آن اسبى نامدار مشهور بود جهت اميرزاده محمّد سلطان بهادر بر دست امير تيمور خواجه بن امير آقبوقا بهادر « [ 10 ] » روانه فرمود و در سلخ شوّال همين سال « [ 11 ] » ايلچى حضرت صاحب قرانى رسيده حضرت « [ 12 ] » مخدومزاده عالميان « [ 13 ] » اميرزاده « [ 14 ] » اميرانشاه گوركان « [ 15 ] » را طلب فرموده بود برموجب فرمان حضرت صاحب قرانى گيتى ستانى « [ 16 ] » متوجّه شهر ماوراء النّهر گشته در منتصف ذى القعدة الحرام سنهء احدى و تسعين و سبعمايه « [ 17 ] » شرف دستبوس حضرت اعلى صاحب قرانى دريافت .
[ 158 - ب ]
ذكر احوال عراق و آذربايجان در اين سال مذكور اعنى سنهء احدى و تسعين و سبعمايه
در آن ايّام كه حضرت صاحب قرانى از فارس عزيمت ماوراء النّهر فرمود اخى ايران شاه سنجرى را در قلعهء سلطانيّه گذاشته بود . چون لشكرهاى حضرت صاحب قرانى كه در آن حدود بودند بهجانب خراسان معاودت نمودند ، اخى ايران شاه ، سلطانيّه را باز
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - م : رسيد .
( [ 3 ] ) - ت : « آن فتح تكرار نمىرود » ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : م و ل : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : اوّل .
( [ 6 ] ) - ت : مخدومزاده .
( [ 7 ] ) - م و ل : « و دلجويى » ندارد .
( [ 8 ] ) - ت : حضرت صاحب قرانى .
( [ 9 ] ) - م و ل : « اميرانشاه بهادر » ندارد .
( [ 10 ] ) - ت : « بن امير آقبوقا بهادر » ندارد .
( [ 11 ] ) - ت : « همين سال » ندارد .
( [ 12 ] ) - ت : ندارد .
( [ 13 ] ) - ت : جهانيان .
( [ 14 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 15 ] ) - ت : بهادر .
( [ 16 ] ) - ت : « حضرت صاحب قرانى گيتى ستانى » ندارد .
( [ 17 ] ) - ت : « الحرام سنهء . . . » تا اينجا ندارد .