تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
ايشان از روى زمين پاك كردند « [ 1 ] » . بعد از اين فتح حضرت « [ 2 ] » اميرزاده بر بالايى فرود آمد و لشكريان را فرمود تا هر يك « [ 3 ] » سرى بياوردند . فى الحال در قرب « [ 4 ] » نيم‌ساعت از آن مقتولان و مجروحان قريب « [ 5 ] » چهارصد پانصد سر جمع شد و كسانى كه سر نيافتند در عقب پيادگان « [ 6 ] » رفتند و ايشان را گرفته « [ 7 ] » سر باز كرده آوردند و از آن سرها « [ 8 ] » منارهء عظيم در آن موضع « [ 9 ] » بر آوردند و از آن سرها چندى به طوس نزد « [ 10 ] » امير آق‌بوقا « [ 11 ] » و چندى به هرات نزد خان‌زاده و چندى به جانب سمرقند روان كردند تا بر فتح ممالك خراسان شادمانى بنمايند . « [ 12 ] » بعد از آن بر كنار چشمهء آبى روشن نزول فرمود ، سراى پردهء عزّت بازكشيده ، بر مسند كامكارى و كامرانى بنشست « [ 13 ] » بندگان درگاه از الجايى كه گرفته بودند « [ 14 ] » پيشكشها آوردند اسب و شتر و استر فراوان با ديگر « [ 15 ] » غنايم به دست لشكريان افتاده بود . هركس چيزى به عرض مىرسانيد اميرزاده جوانبخت « [ 16 ] » به غير از دو مجلّد كتاب يكى مجمع الانساب و ديگرى ديوان امير محمود يمين هيچ‌چيزى ديگر قبول نكرد و از چهارپايان استرى چند جهت سوغات فرمود تا به طويله بردند . « [ 17 ] » باقى « [ 18 ] » غنايم بر لشكريان قسمت فرمود و اين قطعه مولانا سعد اللّه شطرنجى در تاريخ واقعه نظم كرده است :
شهنشاه آفاق و سلطان دين * كه جيش بدانديش بىحدّ شكست
اميرانشه آن شاه كز تيغ او * به قلب اعادى درآمد شكست
عمود گران سنگ سركوب او * خيال بد اندر سر بد شكست
بزد بر ملوك و سپاهش شكست * از آن گشت تاريخ آن « زد شكست « 1 » »
و اين فتح در بيستم جمادى الآخر سنهء احدى و تسعين و سبعمايه بوده است .
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : « و شرّ ايشان از روى زمين پاك كردند » ندارد . ( [ 2 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : يكى . ( [ 4 ] ) - ت : قريب . ( [ 5 ] ) - م و ل : قرب . ( [ 6 ] ) - م و ل : پيادها . ( [ 7 ] ) - م و ل : « و ايشان را گرفته » ندارد . ( [ 8 ] ) - م و ل : « و از آن سرها » ندارد . ( [ 9 ] ) - م و ل : « در آن موضع » ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : پيش . ( [ 11 ] ) - ت : آق‌بوقا فرستاد . ( [ 12 ] ) - م و ل : « تا بر فتح ممالك خراسان شادمانى بنمايند » ندارد . ( [ 13 ] ) - م و ل : « بر مسند كامكارى و كامرانى بنشست » ندارد . ( [ 14 ] ) - م و ل : « كه گرفته بودند » ندارد . ( [ 15 ] ) - ت : « با ديگر » ندارد . ( [ 16 ] ) - ت : بندگى حضرت مخدوم‌زاده . ( [ 17 ] ) - م و ل : از « و از چهارپايان . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 18 ] ) - م و ل : تمامى . ( 1 ) « زد شكست » - 791 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 707 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )