بعد از چندى « [ 1 ] » اميرزادهء جوانبخت اميرانشاه بهادر عازم خراسان شد و خانزاده در آن تاريخ در دار الامان « [ 2 ] » هرات بود ، چون خبر توجّه اميرزاده شنيدند به عزيمت استقبال متوجّه آن طرف شدند در چيچكتو به حضرت اميرزاده ملاقى گشتند و بسيار « [ 3 ] » شادمانى نمودند و دو روز در آن منزل توقّف كردند و آنجا چهرهء خويش ابو بكر قپچاچى را پيش امير آقبوقا بهادر فرستاد به طوس كه مژدهء رسيدن اميرزاده اميرانشاه بهادر برساند . در اوايل جمادى الاوّل متوجّه جانب هرات گشتند ، لشكرهاى اطراف را جرّ رسانيدند كه سوار شوند و از راه قراباغ بادغيس به جام روند و « [ 4 ] » آنجا جمع گشته « [ 5 ] » منتظر وصول حضرت اميرزاده باشند . حضرت اميرزاده به هرات نزول فرمود و در باغ زاغان به روز سعد « [ 6 ] » سراپرده همايون باز كشيدند و چندروز جهت ساختگى اسباب و اسلحهء بندگان توقّف فرمود « [ 7 ] » و ادوات و آلات حصارگيرى چون منجنيق و عرّاده و كمان رعد و قارورههاى نفط و امثال آن ترتيب داده شد .
در اين ولا ايلچيان امير آقبوقا رسيدند و چنين تقرير كردند كه ملوك با سپاهى فراوان به مدد حاجى بيك متوجّه طوس گشته است ، زودتر « [ 8 ] » مىبايد كه متوجّه آن « [ 9 ] » طرف گردند تا كارها به مراد گردد . اميرزاده اميرانشاه « [ 10 ] » ايشان را دلخوشى داده باز گردانيد و روى به عيش و نشاط آورد و در ميان عيش و نشاط از مهمّات ملكى غافل نبود چنانچه در اين ايّام آن زمان كه از پيش حضرت صاحبقرانى به ضبط خراسان نامزد گشته بود « [ 11 ] » به سمرقند رسيد . پسر ملك غياث الدّين هرات را كه راه دامادى با ايشان حاصل كرده بود به مجلس شراب طلب داشت و چون بغايت مستى رسيدند شمشير كشيده روى به ملكزاده كرد بخنديد « [ 12 ] » و به خنده و بازى گفت تو را مىكشم و گردنش بزد و خود را به مستى برساخت . فى الجمله ، در نهم جمادى الاوّل سنهء احدى و تسعين از دار الامان هرات به مباركى و طالع فرخنده بر عزيمت استخلاص طوس و تمامى خراسان روان گشت .
روز چهارم به تربت مقدّسهء جام نزول [ 156 - آ ] فرمود و از حضرت شيخ استمداد همّت نموده ، پانزدهم به خرجرد رسيد و شانزدهم در اندادجام بود . آنجا باز
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : اينها .
( [ 2 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : بسيارى .
( [ 4 ] ) - ت : و از .
( [ 5 ] ) - ت : گشتند .
( [ 6 ] ) - ت : « به روز سعد » ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : نمود .
( [ 8 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 9 ] ) - ت : اين .
( [ 10 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 11 ] ) - ت : ندارد .
( [ 12 ] ) - ت : ندارد .