از آن قوت و معاش نيز در ميانهء لشكر تنگ شد صحراى ايقريالى كه نزديك تغراووت « [ 1 ] » است شكار خرگوش « [ 2 ] » و گورخر كردند و صيد بسيار بهدست آوردند و از آنجا به صحراى اولان جرليق و چيراغن « 1 » رسيدند . اولان بوقا و اينكاجك با هزار سوار به طلب ايل پارين آمده بودند ناگاه قراولان بوانقار پير على تاز و اميرك ايلچى با ايشان باز خوردند و جنگ درپيوست . بعد از محاربهء بسيار ايشان را شكستند بسيارى از ايشان بكشتند « [ 3 ] » و چندنفر دستگير كرده به حضرت امير صاحبقران آوردند ، از ايشان كيفيّت حال ياغى معلوم كردند . چنان معلوم شد كه انكاتورا غافل از وصول لشكر در صحراى اورنگ يار نشسته است . همان لحظه شيخ على بهادر و ايكو تيمور را با لشكرهاى بسيار « [ 4 ] » ايلغار فرمود كردن و گفت سعى نماييد و به تعجيل برويد و پيش از آنكه او را خبر شود مىبايد كه به سر او رسيده باشيد و نوعى كنيد كه بهدست آيد و خود نيز با ايشان قرار داد كه كوچ بر كوچ از عقب شما مىرسم .
چون امرا ايلغار كوچ كرده روان شدند ، حضرت صاحب قرانى نيز بر اثر ايشان با ساير عساكر متوجّه شد در حين اين شبگير قچرچى « [ 5 ] » راه گم كرده « [ 6 ] » و تا چاشتگاه براندند در راه سن سليغ « [ 7 ] » روانه شدند « [ 8 ] » و روز سيم به موضع كوك سالى « [ 9 ] » فرود آمدند و روز چهارم به موضع آى اكوز رسيدند و آنجا پادشاهزادگان و امرا جمع گشته مشورت كردند . حضرت صاحب قرانى فرمود كه ما چون سه روز از راه بيفتاديم هرآينه قاچقونجى « [ 10 ] » « 2 » رفته ، ياغى را از وصول ما خبر كرده باشد ، اين زمان اگر پيش راه گريز ياغى بگيريم شايد كه به مصلحت نزديكتر باشد . بعد از مشاورت امير جلال الدّين بن حميد « [ 11 ] » را قچرچى تعيين فرموده ، فرمان شد كه اميرزاده عمر شيخ بهادر از راه شبارتو از قراقوجور گذشته « [ 12 ] » با لشكرها به سر راه انكاتورا رود . اميرزاده عمر شيخ بهادر بدان دستور ايلغار فرموده در موضع قباس بر سر انكاتورا رسيد و مجموع ايل والوس او را به
هامش
( [ 1 ] ) - ت : بقراووت .
( [ 2 ] ) - ت : خركوز .
( [ 3 ] ) - ت : « بسيارى از ايشان بكشتند » ندارد .
( [ 4 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : ندارد .
( [ 6 ] ) - م و ل : كرد .
( [ 7 ] ) - ل : سر سيليغ .
( [ 8 ] ) - م و ل : فرود آمدند .
( [ 9 ] ) - م و ل : كون سالى .
( [ 10 ] ) - م و ل : قجنچى .
( [ 11 ] ) - م و ل : « جلال الدّين بن حميد » ندارد .
( [ 12 ] ) - ت : « بهادر از راه شبارتوار قراقوجور گذشته » ندارد .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « چيارايغير » ، همان ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « چيارايغرر » ، ص 200 .
( 2 ) قاچقونچى / قاچ قنچى : فراركننده ( احسن التواريخ ، ص 838 ) .