حضرت صاحب قرانى ملحق شد . « [ 1 ] » بعد از اين قضايا حضرت صاحب قرانى در آن ممالك بنياد يورشى از نو نهاد و طرحى ديگر ترتيب كرده ، چنان كه جهانشاه بهادر و اوچ قرا بهادر را با سىهزار سوار بهطرف ارتيش به طلب دشمن فرستاد . برحسب فرمان رفتند تا به ارتيش رسيدند . اهل ولايت را غارتيده مال بىحدّ و حصر « [ 2 ] » گرفتند و اهل ولايت را جمع ساخته به امير « [ 3 ] » لعل سپردند كه او به سمرقند رساند و تيمور بوقارا « [ 4 ] » نيز با ايشان بر سر آن قوم روان گردانيد .
حضرت صاحب قرانى با ديگر لشكرها چون به ايل قوجور « 1 » رسيد درآوردم سراى ، قوريلتاى فرمود . مجموع راههاى مغول را كتابت فرموده مقرّر كرد كه به بلجار معيّن مجموع لشكرها در يولدوز جمع كردند . نخست برهان اغلان پسر بيكى كل ينا تيمور « [ 5 ] » را قچرچى تعيين كرده با اميرزادهء جهان « [ 6 ] » عمر شيخ بهادر بهطرف قرا خواجه روان فرمود . ديگر سونقور « [ 7 ] » را قچرچى گردانيده با جهانشاه بهادر و شيخ على بهادر و سى هزار سوار به راه قراارت قرنغلوق « 2 » فرستاد و از راه ديگر جلال بن حميد را قچرچى گردانيده « [ 8 ] » عثمان بن عبّاس با بيست هزار سوار از راه ساقرقان و سوغرلاغو « 3 » و كوكيار روان گردانيده و خداداد حسينى و مبشّر را با بيست هزار سوار ديگر از راه اوراجكو و ينقوت « [ 9 ] » فرستاد . ايشان با بولقاچى دلكر « [ 10 ] » در آن ناحيت مصاف داده ايشان را منهزم گردانيده ، با اولجاى بسيار متوجّه محلّ بلجار شدند و حضرت صاحب قرانى با قول لشكر كلان تواچى را قچرچى گردانيده از راه سيجقان دابان متوجّه شد و ايل بولقاچى « [ 11 ] » را به تمام تالان نموده الجا و غنيمت بسيار بهدست آوردند و در آن حدود بهجهت آنكه در وقت مراجعت آذوق لشكر موجود باشد امير يادگار اندخودى « [ 12 ] » و امير
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : رسيد .
( [ 2 ] ) - ت : « و حصر » ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : اميرزاده .
( [ 4 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : پسر بيكى كل بيا تيمور » ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : ندارد .
( [ 7 ] ) - م و ل : سانقور .
( [ 8 ] ) - ت : كرده .
( [ 9 ] ) - ت : يانقوت .
( [ 10 ] ) - م و ل : ديكله .
( [ 11 ] ) - م و ل : بلغاچى .
( [ 12 ] ) - ت : اندخوى را .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « اميل غوچور » ، ص 115 ، ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور چاپ چكسلواكى ) : « آمل قوجور » ، ص 73 ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « ايمل غوجور » ، ص 202 .
( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور چاپ چكسلواكى ) : « قروقلوق » ، ص 73 ، ظفرنامه على يزدى :
( اورونبايوف ) ، « شور غلوق » ، ص 203 .
( 3 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « سقسغان و سوقورلاغو » ، ص 115 ، ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور چاپ چكسلواكى ) : « ساقزقان و سوغرلاغو » ، ص 74 ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « سغيز » ، ص 203 .