تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
قتل آورده غنيمت بسيار گرفتند « [ 1 ] » و انكاتورا با معدودى چند بعد از هزار كوشش « [ 2 ] » بيرون رفت . تكاولان او را از قمارچى گذرانيده باز گشتند و اميرزاده عمر شيخ بهادر ايل والوس او را غارتيده ، مجموع را كوچانيده سالم و غانم به موضع اقتاديكتر « [ 3 ] » « 1 » به حضرت صاحب قرانى پيوست و بعد از آنكه شيخ على بهادر و امير « [ 4 ] » ايكو تيمور رفته بودند هيچ خبر از ايشان نيامده بود و خاطر بندگى حضرت بديشان بود . بار ديگر اميرزاده عمر شيخ بهادر با لشكر خاصّه به طلب ايشان فرستاد ، قضا را اتّفاق چنان افتاد كه ايشان از راه ديگر به سلامت به اردو ملحق شدند و اميرزاده عمر شيخ از راه ديگر به طلب ايشان روان گشت . « [ 5 ] » چون به موضع الاكول رسيد خود با پنجاه شصت سوار به رسم قراولى قريب يك فرسنگ از لشكر خود جدا گشته ، ناگاه از نيرنگ سپهر بز رنگ ، مقدار سيصد سوار مغول به دو باز خوردند غيرت جبلّى نگذاشت كه عنان بىناموسى را « [ 6 ] » به‌دست فرار دهد . قدم قرار بر تقدير مقدّر ليل و نهار محكم كرده در مقابله بايستاد . مغولكان ايشان را مفت خود تصوّر كرده چنان كه كسى رغبت صيد كند از چهار طرف ايشان را احاطه كردند . « [ 7 ] » اميرزاده عمر شيخ چون شير خشم‌آلود به آن مقدار سوار كه داشت بر ايشان زد و بر قاعدهء جنگ مغول به هم كشتن گرفتند و [ 154 - آ ] صعوبت جنگ به حدّى رسيد كه فلك گردان در كار ايشان متحيّر و سرگردان بماند . بعد از قرب دويست حمله كه از جانبين واقع شد مغولكان « [ 8 ] » عاجز گشته روى به فرار نهادند . اميرزاده عمر شيخ در قفاى ايشان قريب نيم فرسنگ ديگر براند و بسيارى ديگر « [ 9 ] » از ايشان فرود آورده بكشت و پير حاجى ارلات كه طريقهء اخلاص و دولتخواهى به اميرزاده عمر شيخ بهادر داشت در آن معركه سعادت شهادت يافت . بعد از آن فتح اميرزادهء جهانيان « [ 10 ] » عمر شيخ بهادر « [ 11 ] » به لشكر خود پيوسته به سر حشم ايشان رفت « [ 12 ] » و به انتقام پير حاجى پسر تيلانچى « [ 13 ] » مغول بسيار را بكشت و مجموع اموال صامت و ناطق ايشان را با عيال و اطفال الجا كرده بياورد و در قراجور به
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « غنيمت بسيار گرفتند » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : « بعد از هزار كوشش ندارد » ، ت : گريخته . ( [ 3 ] ) - م و ل : اقتاد . ( [ 4 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 5 ] ) - م و ل : گشته . ( [ 6 ] ) - ت : ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : كرده . ( [ 8 ] ) - ت : مغولان . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : رفته . ( [ 13 ] ) - م و ل : « پسر تيلانچى » ندارد . ( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « اقتاديكتور » ، ص 115 ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « اختاديكتو » ، ص 201 .