تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
امراى حضرت صاحب قرانى فرستاده ايشان را از آن حال اعلام داد . مخالفان چون سياهى لشكر از دور بديدند و خبر رسيدن عادل آقا « [ 1 ] » و امرا معلوم كردند روى به گريز نهادند . امير لطف اللّه و قرا بسطام و خواجه يوسف و امير جاگير ايشان را در پى كردند و قريب هفتصد كس از ايشان دستگير كردند و مجموع اغرق و اموال ايشان را باز ستاندند و در پل ميانه متوقّف شدند هم در آن « [ 2 ] » حال عادل آقا برسيد و آنجا فرود آمد . « [ 3 ] » چون نيمروز شد امير محمّد سلطانشاه و طوى بوقا شيخ و بيرك پادشاه و امير عثمان عبّاس و حاجى عبد اللّه « [ 4 ] » عبّاس و دولتخواجه ابيوردى و امير بيان تيمور بن آق بوقا بهادر و امير خمارى اناق « 1 » و امير نيكروز جاونى قربان و سارق اتكه « [ 5 ] » « 2 » و ملوك سبزوارى « [ 6 ] » و ديگر امرا و لشكريان برسيدند و در باب گرفتگان سخن گفتند و بعضى را به قتل آوردند و بعضى را بند كردند « [ 7 ] » و بعضى را رها كردند و سه روز آنجا توقّف نمودند و در باب معاملهء امير ولى مشاورت نمودند و خضر بكاول را به رسالت [ 142 - آ ] پيش امير محمود خلخالى فرستادند و به الزام و اكراه او را تكليف كردند بر آنكه امير ولى را بگرفت و خبر پيش اميران فرستاد كه او را گرفتند كسى بيايد تا او را بسپاريم چون خضر بكاول رسالت امرا به محمود خلخالى رسانيد « [ 8 ] » كه « [ 9 ] » ولى ياغى بندگى حضرت صاحب قران است مىبايد كه او را گرفته بياورى . « [ 10 ] » او در جواب گفته بود كه من با او عهد كرده‌ام كه قصد او نكنم و او را نخواهم گرفت . بعد از آن امير لطف اللّه را پيش محمود فرستادند چنان كه مثبت شده امير ولى را گرفتند امرا اتّفاق كرده امير اتلميش « [ 11 ] » را و امير خمارى را بفرستادند . محمود « [ 12 ] » نامحمود نقض ميثاق كرده « [ 13 ] » امير ولى را گرفته « [ 14 ] » به ايشان سپرد . ايشان در راه او را به قتل آوردند و سر او را پيش امرا رسانيدند . امرا سر او را به‌جانب خراسان روان كردند « [ 15 ] » و در بيست و پنجم صفر سنهء ثمان و ثمانين « [ 16 ] » و سبعمايه به « [ 17 ] » مقام دزباد
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : اين . ( [ 3 ] ) - م : ندارد ، ت : آمدند . ( [ 4 ] ) - ل : « عبد اللّه عثمان عباس » . ( [ 5 ] ) - ت : ابكه . ( [ 6 ] ) - ت : « ملوك سبزوارى و » ندارد . ( [ 7 ] ) - م و ل : « و بعضى را بند كردند » ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : از « و به الزام و اكراه . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : و گفتند . ( [ 10 ] ) - م و ل : بياورند . ( [ 11 ] ) - ت : ايلتمش . ( [ 12 ] ) - ت : محمود خلخالى . ( [ 13 ] ) - ت : « نامحمود نقض ميثاق كرده » ندارد . ( [ 14 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 15 ] ) - ت : فرستادند . ( [ 16 ] ) - م : سبعين . ( [ 17 ] ) - ت : در . ( 1 ) ذيل جامع التواريخ : « ايناق » ، ص 285 . ( 2 ) همان : « انكه » .