تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨

ذكر حوادث و وقايع سنهء ثمان و ثمانين و سبعمايه هجريّهء نبويّه « [ 1 ] » « 1 »

در « [ 2 ] » سال گذشته تقرير كرده آمد كه عادل آقا در زمانى كه خبر وفات سلطان احمد شنيد طمع در مملكت كرد و امرا و نوكران خود را و جمعى لشكريان كه نزديك او بودند طلب داشت ، و گفت اكنون « [ 3 ] » زمان كار است و ما را يراق مىبايد كرد كه با تمام مهمّات مشغول گرديم . امير عيسى را به قزوين فرستاده ، چون خبر وفات سلطان احمد دروغ بود و لشكريان سلطان احمد به ياساميشى امير ولى و امير سنتاى به محاصرهء قلعهء « [ 4 ] » سلطانيّه آمدند و امير عيسى « [ 5 ] » در قزوين بماند . چون مخالفان ايشان بر ولايات مستولى شدند امير عيسى در « [ 6 ] » قزوين نيز « [ 7 ] » نتوانست بود . از « [ 8 ] » آنجا به حدود رى رفت و از رى به خراسان به بساط بوس حضرت مخدوم‌زاده جهانيان اميرانشاه گوركان رسيد . امرا خبر او را به تعجيل پيش حضرت صاحب قرانى فرستادند و هنوز حضرت صاحب قرانى در سمرقند بود حكم همايون به نفاذ انجاميد كه امرا و لشكرها را كه در حدود خراسان بودند مثل امير طوى بوقا [ 141 - ب ] شيخ و غيره به ياساميشى امير محمّد سلطان شاه به جانب عراق روند و معاونت امير عادل نمايند . امرا چون به حدود رى رسيدند خبر محاصرهء قلعه شنيدند بعد از آن توقّف « [ 9 ] » نموده به آهستگى مىرفتند . امّا چون خبر ايشان به قلعه رسيد موجب استظهار امير عادل « [ 10 ] » و اهل قلعه شد بعد از آن چون عادل آقا بر مخالفان مظفّر گشت و سردار ايشان را به قتل آورد و بعضى كه مانده بودند بگريختند عادل آقا « [ 11 ] » ايلچيان پيش امير محمّد سلطانشاه و امرا فرستاد تا « [ 12 ] » صورت حال اعلام ايشان
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « هجريّهء نبويّه » ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : در اين . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : ولى . ( [ 6 ] ) - ت : نيز . ( [ 7 ] ) - ت : در . ( [ 8 ] ) - ت : ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : به‌وقت . ( [ 10 ] ) - م و ل : آقا . ( [ 11 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : با . ( 1 ) سال 788 ه . ق .