تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
شد و عبد القادر و امير اسرائيل اوبايلو ( 1 ) تفحّص لشكر نمودند ، مردم گفتند شاه منصور است پادشاه در عقب مىرسد . ايشان به شاه منصور [ 114 - ب ] التجا جستند و او متكفّل شد كه شما را به جان ضامنم . فى الجمله پيش شاه منصور آمدند ، نوكران امير عادل ايشان را از اسبان فرود آوردند و بر استران ( 2 ) نشاندند و اسلحه از ايشان بازگرفتند . متعاقب امير عادل ( 3 ) برسيد . امير صالح را [ كه ] در جنگ گرفته بودند بياوردند مسافر اوداجى ( 4 ) با او نزاعى داشت و او به امير عادل آقا ( 5 ) استغاثت ( 6 ) كرد . امير مسافر او را از كندلان « 1 » شمشيرى زد و به قتل آورد و عبد القادر و اسرائيل را مقيّد كردند و استمالت گونه دادند و فى الحال از جنگگاه كوچ كردند چه اكراد و اويرات غلبهء تمام آمده بودند و خوف آن بود كه اثقال عاصيان را غارت كنند و دست به لشكريان پادشاه نيز دراز كنند . چون دو فرسنگ راه از جنگگاه بازگشته ( 7 ) و فرود آمدند . و در آن حال ( 8 ) شخصى بيامد و گفت كه امير رحمانشاه در فلان موضع است و مىگويد كه اگر امير شيخ حسن زيرك به استمالت بيايد من مىآيم . امير شيخ حسن زيرك برفت و او را نيز بياورد او را نيز با عبد القادر و اسرائيل مصاحب كردند . ( 9 ) فى الجمله ، مجموع امراء عاصى را دستگير كرده از راه سلدوز مراجعت نمودند ( 10 ) و مجموع ( 11 ) مخالفان را منكوب و مخذول گردانيد و از آنجا به حوالى آب نغتو ( 12 ) « 2 » فرود آمدند و عيسى تركمان را مقرّر كردند ( 13 ) كه به طرف بغداد رود و خبر اين فتح بديشان رساند . در اين حالت شخصى بيامد و گفت مولانا قاضى شيخ على را گرفته مىآورند . بعد از لحظه‌ئى برسيد . او را نيز محبوس كردند خواستند كه او را به قتل آورند مردم اصول ( 14 ) شفاعت كردند و امرا را به سر عنايت آورد و قرار دادند كه صد تومان اقچه « 3 » بدهد از سر خون او بگذرند و از آنجا كوچ كرده به درارود ( 15 ) مراغه رسيدند از تبريز احكام و نشانها برسيد و ايلچيان بيامدند .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ت : اشتران . ( 3 ) - م و ل : آقا . ( 4 ) - م : اوداجى . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : استعانت . ( 7 ) - م و ل : بازگشتند . ( 8 ) - م و ل : حالت . ( 9 ) - ت : گردانيدند . ( 10 ) - م و ل : كردند . ( 11 ) - ت : ندارد . ( 12 ) - م و ل : نغاتو . ( 13 ) - ت : گردانيد . ( 14 ) - ت : ندارد . ( 15 ) - ت : ندارد .
( 1 ) كندلان : خيمه و چادر ( آنندراج ) . ( 2 ) ذيل جامع التواريخ : « تغاتو ؟ » ، ص 256 . ( 3 ) اقچه / آقچه : پول سفيد نقره ( احسن التواريخ ، ص 820 ) .