گذاشته بود ( 1 ) تالان كردند و به راه مراغه و سلدوز ( 2 ) روان گشتند و در آن انديشه بودند كه به بغداد روند و با امير وجيه الدّين اسماعيل غدرى كنند .
پادشاه چون به تبريز رفت و ضبط تبريز كرد و از مخالفان خبر شنيد كه روى به گريز نهادند ، به تعجيل خبر پيش امير عادل فرستاد و او را اعلام داد و امرا كه ملازم بودند مسافر اوداجى ( 3 ) را [ 114 - آ ] يراق كرده بر عقب ايشان بفرستاد . اين خبر در مرحله سورلغ به امير عادل رسيد . فى الحال شاه منصور را حاضر گردانيده ، صورت حال با او و ديگر امرا تقرير كرد و از آنجا ايلغار كرده قريب پنج هزار سوار گزيده برداشت و در عقب مخالفان روان گشت . و هفت روز آرام و قرار نگرفت تا روز هشتم سياهى و گرد ايشان پيدا شد و آن روز كه از سورلغ روان خواست شد ( 4 ) مكتوبات به امراى اكراد و اويرات روانه كرد مضمون آنكه غلامان پادشاه عاصى شده بدان حدود عبور مىكنند ، هركس كه در دفع ايشان كوشد با پادشاه موافق باشد و سيورغالات ( 5 ) وافره مخصوص گردد و آنچه از مال ايشان غنيمت كنند برايشان مسلّم باشد . از قضا هم در اين روز ( 6 ) اين ( 7 ) مكتوبات ( 8 ) به امراى كرد و اويرات رسيده بود و ايشان در حركت آمده بودند قريب ده هزار پياده برسر راه ايشان آورده بودند و راهها را ( 9 ) محكم كرده و ايشان را از گذشتن آن راه منع مىكردند و حال آنكه آن راه به بيشه بود كه از آن صعبتر و دلگيرتر در جهان نشان نتوان داد و بيشههاى مازندران نسبت به آن راه راست تصوّر توان كرد و كوههاى بغايت بلند و آبهاى بغايت سنگين كه شيران از گذر كردن آن عاجز بودند . در چنين محلّى كردان و لشكر ( 10 ) اويرات پيش راه ايشان بگرفتند و ايشان از آن غافل كه لشكريان و امير عادل ( 11 ) در عقب ايشان مىآيند . ( 12 ) چون محقّق شد كه به عاصيان ( 13 ) نزديك شدند شاه منصور از جوانقار امير عادل پيش آمد و رخصت طلبيد تا بر سبيل منقلا پيش رود و ( 14 ) برايشان زند . امير عادل او را عذرخواهى كرد ، ( 15 ) قبول نيفتاد .
امير عادل غلبهئى از مردم خود با هزار سوار و امير احمد خلج كه پدر چالش « 1 » بود با قشون
هامش
( 1 ) - م و ل : « و آنچه گذاشته بود » ندارد .
( 2 ) - ت : « وسلدوز » ندارد .
( 3 ) - ت : ايواجى .
( 4 ) - ت : گشت .
( 5 ) - ت : سيورغلات .
( 6 ) - ت : « اين روز » ندارد .
( 7 ) - ت : آن .
( 8 ) - ت : مكتوب .
( 9 ) - ل : ايشان .
( 10 ) - ت : « و لشكر » ندارد .
( 11 ) - م و ل : آقا .
( 12 ) - م و ل : ايشانند .
( 13 ) - ت : نغارچيان .
( 14 ) - ت : « پيش رود و » ندارد .
( 15 ) - م : كرده .
( 1 ) چالش : پدر سعى و كوشش در جنگ ( لغتنامه ) .