تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
* » « 1 » هم از مبادى حال آثار نجابتش ( 1 ) صحايف مكارم اخلاق را املا مىكرد و از غرّهء طفوليّت لطايف محاسن صفاتش دقايق مردى و مردمى به اظهار مىرسانيد ، روح قدسى با ذات شريفش از وصمت عين الكمال محروس ماند
« وَ إِنْ يَكادُ * *
» « 2 » مىخواند و مسيحا از صوامع خضراء تا پاى قدرش بر مدارج نهايات ثابت و استوار ماند دعوات مخلصانه به ادا مىرسانيد : شعر ( 2 )
كه سرسبز باد اين همايون درخت * كه شاخش بلندست و نيروش سخت به تاج و به تختش جهان تازه باد * سر خصم او تاج دروازه باد جهان پيش خورد جوانيش باد * فزون از همه زندگانيش باد

ذكر وقايع آذربايجان و عراق در اين سال مذكور

در اوايل بهار سال مذكور سلطان حسين در اوجان قوريلتاى ساخت و بعد از مشاورت ، رأى امرا بر آن قرار گرفت كه يورش آلاطاق كنند و تركمانان را دفع كنند . ( 3 ) بنابراين عادل آقا با لشكريان عراق در مقدّمه ، متوجّه آن طرف گشت . ( 4 ) چون بدان حدود رسيدند اوّل قلعه‌ئى كه مسخّر گردانيدند ( 5 ) قلعهء بند ماهى بود و آن را در يك ساعت بگرفتند . بعد از آن متوجّه آلاطاق شدند و بيرم خواجه كه در ميان تركمانان از همه ( 6 ) بقوّت‌تر بود به آلاطاق نيامده بود و در ارزن الرّوم و آن نواحى نشسته بود و برادرزادهء او قرا محمّد كه پدر امير يوسف بود در قلعهء ارجيس ( 7 ) « 3 » بود . لشكريان پيرامون قلعه فروگرفتند و در قلعه قرا محمّد محصور شد و لشكرى غلبه بود در صحراى ( 8 ) ارجيس ، متمكّن فرود آمدند . قرا محمّد مردم به مصالحه در ميان كرد و
هامش
( 1 ) - ت : بخشايش . ( 2 ) - م : ندارد ، ت : نظم . ( 3 ) - ت : رام گردانند . ( 4 ) - م و ل : شد . ( 5 ) - م و ل : كردند . ( 6 ) - ت : جمله . ( 7 ) - هرسه نسخه ارجيس . ( 8 ) - ت : مرغزار . ( * ) قسمتى از آيه 54 ، سوره 5 . ( * * ) قسمتى از آيه 51 ، سوره 68 .
( 1 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 6 . ( 2 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 240 . ( 3 ) « ارجيش » از نواحى ارمنستان حوالى خلاط ، معجم البلدان ، ج / 1 ، ص 174 .