تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
شعر ( 1 )
اين سرائى است كه البته خلل خواهد كرد * خنك آن قوم كه دربند سراى دگرند
امير صاحب قران در اين عزا با چشم گريان و دل بريان بر فراق فرزند نوجوان و تهمتن كامران كاسه‌هاى تلخ فراق نوشيد و لباس ماتم و مصيبت پوشيد . امّا چون بر رأى روشن او منير و لايح بود كه اين شربت چشيدنى و رخت اقامت به عالمى ديگر كشيدنى و در مثل اين قضيّه ( 2 ) اولياء و انبياء و حكما جز صبر و تسليم چاره نديده‌اند پناه به حبل المتين
« وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
* » « 1 » برده
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ * *
» « 2 » گفته به قضاى خداى تعالى راضى گشته ( 3 ) و جهت روح مطهّر او صنوف خيرات تقديم فرمود و انواع صدقات به مستحقّان رسانيد و صندوق خوابگاهش به دار السّلام شهر سبز برده به خاك عنبر سرشت سپردند . حرمهاى اميرزاده جهانگير يكى خانزاده بود ، دخترزاده پادشاه‌زاده ( 4 ) اوزبك و نبيرهء ( 5 ) آق صوفى كه اميرزاده محمّد سلطان از او بود و ديگرى دختر پادشاه بيان قولى خانيكه اميرزاده پير محمّد از او بود و ديگرى رقيه خانيكه دختر امير كيخسرو قتلانى . اميرزاده جهانگير بغايت نيكوروى و خوش‌خوى ( 6 ) بوده و با بندگان خداى تعالى مشفق ، دائم منبسط بودى و متبسّم - رحمه اللّه تعالى ( 7 ) - .

ذكر ولادت با سعادت حضرت ( 8 ) مخدوم جهان و جهانيان سلطان زمان شاهرخ بهادر ، - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه -

در آن ايّام كه اميرزاده جهانگير وفات يافت حضرت صاحب قرانى بر فوت ( 9 ) او تأسّف بسيار نمود و چندر روز به تعزيت او سياه پوشيده تا لطف حقّ - سبحانه و تعالى - نعم البدل جهانگير ، جهاندارى ارزانى فرمود ( 10 ) .
هامش
( 1 ) - ت : بيت . ( 2 ) - م : قصّه . ( 3 ) - م و ل : شده . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : دختر . ( 6 ) - ت : روى . ( 7 ) - ت : از « و با بندگان خداى . . . » تا اينجا ندارد . ( 8 ) - ت : ندارد . ( 9 ) - م : فوات . ( 10 ) - ت : به وجود آورد . ( * ) قسمتى از آيه 127 ، سوره 16 . ( * * ) قسمتى از آيه 156 ، سوره 2 .
( 1 ) صبر كن ، كه صبر تو جز به توفيق خدا نيست . ( 2 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 675 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 524 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )