موقع افتاد و در تخيّل او جاى گرفت كه ديگرباره آن مملكت را در تحت تصرّف آورد . ( 1 )
امير پير على بادك را نوازش فرموده رخصت ارزانى داشت و او از شيراز روانه ولايت زيدان شد و سيورغالى كه از ديوان بر اموال ولايت جهت تهيّهء اسباب او نبشته بودند قبض كرد . و چون متوجّه شوشتر شد از جوانب و اطراف سوار و پياده ملحق مىشدند تا عدد ( 2 ) لشكر از پنج هزار ( 3 ) بگذشت . كلويان و پيشوايان كه در شوشتر بودند هرچند از راه نفاق با شيخ على اناق كه در اوايل از مخصوصان پادشاه شاه شجاع بود و منصب حكومت شوشتر از يمن تربيت پادشاه يافته راه خلاف ( 4 ) پيش گرفته بود و كفران نعمت ورزيده و به سلطان اويس پيوسته ، در ساخته بودند . چون ديگرباره ( 5 ) شاه شجاع پير ( 6 ) على بادك را بدان جانب فرستاد و آن مملكت را به خود مخصوص فرمود از سر رغبت و ارادت هرچه تمامتر امير پير على ( 7 ) را استقبال كردند و رسم پيشكش و نثار به اقامت رسانيد [ ند ] امرا و سرخيلان هربتان و هزاره ( 8 ) و چهارصده با اموال و ارمغانى فراوان متوجّه شدند و پيشوايان و مقدّمان لر و بعضى احشام تراكمه ( 9 ) ملحق شدند .
اموال يكسالهء شوشتر در تصرّف آورد و با لشكرى آراسته از شوشتر ( 10 ) متوجّه بغداد شد و ممالك عراق عرب به تصرّف گرفت و ضبط نمود و باقى احوال او در تاريخ سلطان حسين بن سلطان اويس در سالهاى آينده بيايد ، ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز .
هامش
( 1 ) - ت : آرد .
( 2 ) - ت : عدّه .
( 3 ) - ت : پنجاه هزار .
( 4 ) - ت : خلافت .
( 5 ) - م و ل : ندارد .
( 6 ) - ت : امير پير .
( 7 ) - م و ل : بادك .
( 8 ) - م و ل : ندارد .
( 9 ) - ت : ترك .
( 10 ) - ت : « از شوشتر » ندارد .