تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
بساط حيات را درنورديد پير على را صورت ترقّى و تزايد در متخيّله بود و واليان آذربايجان و بغداد به انواع قصد او كردند به حدّى كه كار او به اضطرار انجاميد و بودن او در بغداد و آذربايجان متعذّر شد ، چنانچه قومى از لشكر بگرفتن او فرستادند « إضطرارا لا اختيارا « 1 » » متوجّه مملكت عراق گشت ، چنانچه پياده و منكسروار در حوالى جربادقان به معسكر شاه شجاع پيوست . [ 109 - آ ] كيفيّت احوال ( 1 ) او به حضرت شاه انهاء ( 2 ) كردند . بندگى پادشاه اشارت ( 3 ) فرمود تا چند طويله بارگيران جهان - نورد و چهار قطار استر و دو قطار شتر با بارخانه و خيام و جامه‌خانه روان كرد و چون به بساطبوس مشرّف گشت او را به انواع نوازش و چاكرپرورى ارزانى فرمود و به التفات خاطر و تربيت او را از حضيض مذلّت به اوج عزّت رسانيد . على الفور پروانچه « 2 » همايون صادر شد كه بكاولان « 3 » از هزارجات و صدجات و دهه‌جات ( 4 ) سواران گزيده داخل قشون او گردانند ( 5 ) و مبلغ صد تومان ، پنجاه نقد و پنجاه قماش به خازنان حواله فرمود و طبل و علم داد و هرروزى به تجديد تربيتى ديگر ( 6 ) مىفرمود . چون به دار السّلطنه شيراز رسيد حكومت چند بلوك مثل زيدان « 4 » و دشتستان و بهبهان به نوّاب او حواله فرمود و حكومت شوشتر ضميمهء آن سيورغالات كرد . بعد از آنكه دو فصل در دار السّلطنه ملازم عتبهء بارگاه دولت پناه بود پروانچه توجّه او به جانب ( 7 ) شوشتر صادر شد و تا در شيراز بود هرروز فوجى از اتراك فارس به وى ملحق مىشدند . چون هزار سوار جلد مسلّح بر وى جمع شد از حضرت پادشاه استجازت كرد كه چون به ولايت شوشتر رسد ( 8 ) و اتراك چهارصده و هربتان و لشكر تفاريق و احشام ملحق شوند ، ( 9 ) جهت بندگى حضرت لشكر به طرف بغداد خواهيم ( 10 ) كشيد و ديگرباره به قوّت عنايت ( 11 ) ايزدى فتح آذربايجان خواهم كرد و منابر اسلام را به القاب همايون زيب و تزيين خواهم داد . شاه شجاع را چون داعيهء ( 12 ) تسخير آن بلاد بود آن خوش‌آمدها به
هامش
( 1 ) - ل : حال . ( 2 ) - م و ل : رفع . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - م و ت : « دهه‌جات » ندارد . ( 5 ) - ت : گردند . ( 6 ) - م و ل : ندارد . ( 7 ) - م و ل : « به جانب » ندارد . ( 8 ) - ت : رسيدم . ( 9 ) - ت : شدند . ( 10 ) - ت : خواهم . ( 11 ) - م و ل : ندارد . ( 12 ) - ت : ندارد .
( 1 ) - ( 2 ) پروانچه : حكم ( لغتنامه ) . ( 3 ) بكاول : ناظر خرج نظامى ( احسن التواريخ ، ص 825 ) . ( 4 ) زيدان : از مضافات خوزستان ، معجم البلدان ، ج / 3 ، ص 182 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 517 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )