التفاتى زيادت نكرد . با او نيز چند حركت بىقانون كرده روى به مغولستان نهادند و متوجّه طرف امير قمر الدّين شدند و او را بر فتنه و فساد تحريص نمود [ ند ] .
حضرت صاحب قرانى چون به سمرقند رسيد ، امير آقبوقا و بزرگان ماوراء النهر را نواخت بسيار فرموده ( 1 ) به تدارك و تلافى خرابيها كه به سبب بلقاق ايشان شده بود مشغول گشت و مجموع خاصّ و عامّ را تربيت و ( 2 ) عنايت فرمود و اميرزاده عمر شيخ بهادر را به طرف اوزكند فرستاد ، و السّلام ( 3 ) .
ذكر احوال خراسان در ( 4 ) سال مذكور و ايلچى فرستادن امير صاحب قران به هرات ( 5 )
در اين سال ( 6 ) حضرت صاحب قران گيتىستان امير تيمور گوركان ( 7 ) ايلچى پيش ملك غياث الدّين فرستاد ، تمهيد قواعد مصادقت و تشييد مبانى مودّت را استحكام داده مضمون رسالت آنكه ميان ما دوستى قديم است ، حقّ قديم را ضايع نمىبايد گذاشت و ارادت آن است كه دوستى زيادت شود و به قرابت رسد و بيگانگى به يگانگى مبدّل گردد . ملك غياث الدّين جوابى فراخور وقت داده كه بنده و خدمتكارم ، اگر بندگى حضرت بندهنوازى فرموده و فرزندى پير محمّد را به غلامى و خدمتكارى قبول فرمايند موجب افتخار بندگان گردد .
حضرت صاحب قرانى چون براين جواب وقوف يافت خواهرزاده خود ( 8 ) سونچ قتلغ آغا دختر شيرين بيك آغا را نامزد ملكزاده پير محمّد گردانيد و ملكزاده ساختگى سفر ماوراء النهر كرده با تجمّلى تمام ، و جمعى كثير از اكابر و اشراف خراسان مصاحب گردانيده در اين سال سنهء تسع و سبعين ( 9 ) متوجّه ماوراء النهر شد .
حضرت صاحب قرانى او را تربيت و عنايت فرموده ، دلجويى بسيار نمود و چندگاه آنجا بود چنانچه مصاحب اردو به لشكر خوارزم رفت و كيفيّت اين وقايع در سال آينده مذكور شود ، ان شاء اللّه تعالى وحده ( 10 ) .
هامش
( 1 ) - ت : نمود .
( 2 ) - م و ل : « تربيت و » ندارد .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - ت : در اين .
( 5 ) - ت : از « و ايلچى فرستادن . . . » تا اينجا ندارد .
( 6 ) - ت : « در اين سال » ندارد .
( 7 ) - ت : « گيتىستان امير تيمور گوركان » ندارد .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 9 ) - م : 779 .
( 10 ) - ت : ندارد .