باشد و به خدمتى بزرگ قيام نموده خدمات او را به انعام و اكرام مقابل و مماثل « 1 » دارد اگر تقدير ( 1 ) به مصلحت ( 2 ) منصب حكومت كرمان نباشد اضافتى كرامند بر مواجب و بلوك و اقطاع او برود .
نظم
نابرده رنج گنج ميسّر نمىشود ( 3 ) * مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
چون سلطان احمد كه در سابق شب و روز با وجود غايت حرارت هوا به نفس خود و به اتّفاق خواصّ به درع لباس پاس مىفرمود و تحمّل آن مشقّت مىكرد و از تيقّظ ( 4 ) « 2 » و بيدارى يك سر مو مهمل نمىگذاشت و هرچه او را از هر جهت حاصل شدى تمام بر لشكر ايثار كردى و زلّه « 3 » و ذخيرهء نقود و غيره عيب و عار شمردى مركبش در آن مسلك اندك كندى يافت و چون تير تدبيرش بر نشانهء غرض مقصود نيامد بازوى كوشش را آن قوّت نماند اندكى از آن اهتمام نادم گشت و عرضه داشت كه بنده را ملازمت بساط حضرت بر تمام مقاصد دارين و مآرب منزلين مرجّح است و پيش از اين تحمّل آن ( 5 ) حرمان ندارد امّيدوار كه اشارت عالى نفاذ يابد كه بنده متوجّه شرف بساطبوس گردد ( 6 ) .
چون شاه شجاع را اين صورت معلوم شد ، ملتمس برادر ( 7 ) را به اسعاف ( 8 ) مقرون گردانيد پهلوام خرّم و امير اويس بهادر و امير ابو بكر بغدادى و امير رمضان اختاچى و امير ساليق و امير على قلندر و عليشاه مزينانى و رييس صالح و نصر اللّه جرمايى با غلبهء تمام و قوت و آذوق يكساله و اسباب جنگ قلعه از شيراز متوجّه كرمان گردانيد و در موضع هيكو [ ئيه ] « 4 » پيش سلطان احمد رسانيدند ( 9 ) مقرّر كردند ( 10 ) كه معسكر در ظاهر شهر باشد و بر زبان گذرانيد كه قاعدهء خراسانيان است كه يك هفته و ده روز در يك
هامش
( 1 ) - م و ل : تقديرا .
( 2 ) - م و ل : « به مصلحت » ندارد .
( 3 ) - م و ل : اين مصراع را ندارد .
( 4 ) - ت : بسقط .
( 5 ) - م و ل : اين .
( 6 ) - م و ل : شود .
( 7 ) - ت : سلطان احمد .
( 8 ) - ت : اشفاق .
( 9 ) - ت : رسيدند .
( 10 ) - ت : گردانيدند .
( 1 ) مماثل : برابر ، مساوى ( منتهى الارب ) .
( 2 ) تيقّظ : بيدار نمودن ( لغتنامه ) .
( 3 ) زلّه : طعام و خوردنى ( غياث اللغات ) .
( 4 ) هيكوئيه : از قراى كرمان ( فرهنگ آباديها ) .