داد به غير ( 1 ) اختيار آن حجاب در ميانه افتاد ، حالا توقّع آن است كه ايشان وسيله شوند و از حضرت پادشاه درخواست فرمايند تا از سر خطا و جريمهء بنده بگذرد و بنده ، مالى كه مقرّر بوده به قرار هر ساله ( 2 ) انفاذ خزانهء فارس كند و به قرار ( 3 ) خطبه و سكّه به دعا و القاب همايون حضرت زيب و زينت ( 4 ) دهد و به قرار سابق و قانون سالف به طريق امانت به محافظت مملكت و حصون و قلاع حدود ولايت و رعايت رعيّت و امن طرق و سبل « 1 » اشتغال نمايد . چون مدّتى مديد به يمن دولت آن حضرت [ 99 - آ ] در نيكنامى و رواج شرع كوشيد ( 5 ) اين زمان خايف كه مبادا شيطان صفت به طوق لعنت ابدى مطوّق گردد و رعاياى حضرت و كسانى را ( 6 ) كه سالها در كنف رأفت و حجر امن و امان استقامت يافته به بلاى غلا و محنت جلا مبتلا شوند و بنده را موجب ( 7 ) نكال و و بال دنيا و گرانبارى و گرفتارى ( 8 ) در آخرت گردد . سلطان احمد صورت اين حال به شاه شجاع معروض گردانيد شاه شجاع در جواب نبشته است ؛ من انشائه :
جواب مكتوب سلطان احمد ( 9 )
بانى كرمان اردشير بابكان بوده است و پدران ما به زخم تيغ آبدار و نيزهء خنجرگداز در قبضهء اقتدار آورده و ما به نفس خود كرّة بعد اخرى تسخير آن كردهايم و به امانت به دو سپرديم و او در امانت خيانت كرده و از نصّ قاطع
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
* » « 2 » نينديشيده رجاء صادق و امّيد واثق كه وجوه از او استرداد نموده آيد و جزاى كفران به حكم
« وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
* *
» « 3 »
نه از من از زمانه باز بيند .
هامش
( 1 ) - ت : « به غير » ندارد .
( 2 ) - ت : سال .
( 3 ) - ت : « به قرار » ندارد .
( 4 ) - م و ل : تزيين .
( 5 ) - ت : كوشيده .
( 6 ) - ت : « و كسانى را » ندارد .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 9 ) - م و ل : « جواب مكتوب سلطان احمد » ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 58 ، سوره 4 .
( * * ) قسمتى از آيه 43 ، سوره 35 .
( 1 ) سبل : ج سبيل : راهها ( دهر ) ( لغتنامه ) .
( 2 ) خدا به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد .
( 3 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 85 .