متعدّد ، چنانچه گويند صد و بيست هزار نفر قلمى از شهر كرمان بيرون كرد و چون اسد را ديدبان امّيد بر مرصد لشكر بيرون و كجكار اصفهان و آذربايجان بود و به لعل و تمنّى تزجية الايّام و اوقات مىكرد و عروس مراد از وراى نقاب غيب چهره ننمود . خواجه عماد الدّين و سيّد قطب الدّين امير حاج ( 1 ) ضرّاب شيرازى ( 2 ) را به اسم رسالت و استمداد و درخواست معاونت با پيشكشها و بيلاكات فراوان ( 3 ) روانه خراسان گردانيد .
ملك غياث الدّين پير على بن ملك معزّ الدّين ابو الحسين ( 4 ) محمّد ( 5 ) چون نسبت با حضرت ( 6 ) شاه ( 7 ) شجاع در مقام مصافات و موالات بود ، ايلچيان ( 8 ) اسد را زيادت التفاتى ( 9 ) ننمود و اسد را از آن روى كارى نگشود . ايلچيان ( 10 ) بىحصول مقصود مراجعت نمودند .
سلطان عماد الدّين ( 11 ) [ 99 - ب ] احمد چون در باب محاصرهء كرمان طريق خدمتكارى و جانسپارى مسلوك داشت و هيچ دقيقه از دقايق آن مهمل و نامرئى نگذاشته و مخزون ضمير و مكنون خاطر او آنكه چون كرمان مستخلص شود منصب حكومت آنجا بر او مسلّم باشد . شمّهئى ازاينحال در طىّ عرضه داشت اظهار جلادت و جانسپارى خود به حضرت شاه شجاع انهاء « 1 » كرد . چون اين معمّا بر ضمير پادشاه بگشود در جواب فرمود كه قضيّهء جلادت و مردانگى و شجاعت و فرزانگى برادر عزيز معلوم گشت .
مصراع
همين مىكن كه جاويدان مدد داراد ز توفيقت ( 12 )
صورتى كه به واسطه نر ماده
« فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ
* » « 2 » نموده من كلّ الوجوه حقّ به جانب اخوى است . آثار سعى و جدّى كه از آن برادر يوما فيوما ظاهر مىشود موجب ازدياد اعتقاد و اعتنا ( 13 ) مىگردد ، لاشك چون از سر اهتمام امرى خطير به اتمام رسانيده
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - ت : أوان .
( 4 ) - ت : حسين .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : پادشاه .
( 8 ) - ت : ايلچى .
( 9 ) - م و ل : التفات .
( 10 ) - م و ل : ندارد .
( 11 ) - م و ل : ندارد .
( 12 ) - ت : زحماتت .
( 13 ) - ت : « و اعتنا » ندارد .
( * ) آيه 5 ، سوره 111 .
( 1 ) انهاء : خبر دادن ( لغتنامه ) .
( 2 ) و برگردن ريسمانى از ليف خرما دارد .