تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
نيستم و از جانب آذربايجان مدّتهاست كه منتهز آن ( 1 ) فرصت‌اند و شاه محمود را با ايشان يك جهتى تمام ، به ضرورت خرّم را رعايت حزم ( 2 ) جزم مىبايد كرد . چون صورت اين واقعه به عرض شاه شجاع رسيد ، ابو الفوارس كه فارس ميدان فراست بود از راه تفرّس نقش كعبتين ضمير حريف كه بر بساط خيال نرد دغا مىباخت باز خواند صلاح در آن ديد كه به منصوبه‌ئى ديگر تدبير مهرهء امل طويل او را از ششدر ده هزار فكر خطا خلاص دهد عنان عزيمت به صوب فارس منعطف گردانيد و به وقت انصراف اين رباعى [ كه ] از انشاء اوست برخواند ( 3 ) : شعر ( 4 )
من جرعهء صبر مىكشم فرزانه * وين غصّهء دهر مىخورم مردانه نوميد نيم كه عاقبت دور ( 5 ) فلك * روزى به مراد پركنم پيمانه
سلطان عماد الدّين احمد و امير علاء الدّين فرج ( 6 ) و پهلوان شرف الدّين طالب كه امراى لشكر او بودند و شهزاده زين العابدين و امير يعقوب شاه و غلبه‌ئى از نوكران و بهادران لشكر را جهت محاصره كرمان تعيين فرمود و خزانه و جيباخانه به نوّاب سلطان عماد الدّين سپردند ، كه اگر بعضى از امرا و اصول سپاه و كبار متجنّده از كرمان به طريق اخلاص متوجّه پيش آيند ( 7 ) ايشان را به خلعتهاى گرانمايه و كمر مرصّع و نقود انعام بايد فرمود تا موجب امّيدوارى ديگران شود و چون غلبهء سپاه در كرمان بود مقرّر فرمود ( 8 ) كه سلطان احمد ( 9 ) در زرند اقامت فرمايد مبادا كه اگر در حوالى شهر نزديك باشند اسد به طريق شبيخون غدرى انديشد و شكستى يا كم‌ناموسى ( 10 ) به جانب لشكر عايد گردد ( 11 ) براين موجب مقرّر گردانيد و شاه شجاع به جانب فارس نهضت فرمود . سلطان احمد در استخلاص كرمان سعيها ( 12 ) مىنمود . در اين اثنا پهلوان ( 13 ) اسد بعضى از ملازمان را پيش سلطان احمد فرستاد كه اين بنده از خاك برگرفتهء حضرت پادشاه است و آن ( 14 ) حضرت بنده را براين بساط پياده بود كه به شاهى رسانيده به واسطهء چندگونه حركت و خسارت و جرأت و خيانت ( 15 ) كه دست
هامش
( 1 ) - م و ل : اين . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : رباعى . ( 5 ) - م و ل : حق . ( 6 ) - ت : فرخ . ( 7 ) - ت : شد . ( 8 ) - ت : شد . ( 9 ) - ت : عماد الدّين . ( 10 ) - ت : « با كم‌ناموسى » ندارد . ( 11 ) - ت : كرده . ( 12 ) - م و ل : سعى تمام . ( 13 ) - م و ل : ندارد . ( 14 ) - م و ل : اين . ( 15 ) - ت : « جرات و خيانت » ندارد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 473 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )