تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
اويس از آن قضيّه بغايت اندوهگين گشت ( 1 ) و ترك آن يورش كرد و عزيمت آن سفر باطل شد ، به جانب تبريز معاودت نمود . و شاه شجاع به سبب آنكه امير اختيار الدّين ( 2 ) حسن قورچى را از تبريز نيكو بازنگردانيدند و دختر به شاه محمود دادند از تبارزه ( 3 ) آزرده بود . مكتوبى در اين سال به امير ولى نبشت و او را بر مخالفت سلطان اويس تحريص كرد و چنان نمود كه من از جهت يزد و اصفهان خاطر مشغولى دارم اگرنه در اين واقعه ( 4 ) موافقت مىنمودم و ذكر آن كرده كه پدرم چگونه به تبريز رفت و اخى جوق را منهزم و شكسته ساخت ( 5 ) و امير ولى را ستوده و اجداد او را نام برده ، امير شيخ على هندو كه از قرابتان نزديك امير تغمش بود و تغمش از امراء بزرگ كه پدرش همراه هولاكو خان به ايران زمين آمدند امير ولى در جواب مكتوب شاه شجاع نبشته بود كه اويس در ايران زمين با كه جنگ كرد و صفت جنگهاى خود كه در ابتداى مملكت‌گيرى با سربداران كرده بود كرده و نموده كه سلطان اويس را مملكتى مفت به دست افتاده است و من به رى رفتم تا باشد كه او بيايد و جنگ كند ( 6 ) نيامد و مباركشاه مولى را كه در ساوه نشانده بود مردى آن نبود كه پيش آيد و اگر بندگى شاه تا به همدان بيايد ما نيز از ( 7 ) اين ( 8 ) طرف لشكر بدان جانب آوريم ، ممالك ( 9 ) اويس را ( 10 ) مسخّر گردانيم . و در سال ديگر كه سنهء اربع و سبعين بود لشكر به ( 11 ) رى برد و به در ساوه رفت و با مباركشاه دولى جنگ كرد و ساوه بگرفت چنانك در سال آينده شرح داده آيد . ان شاء اللّه تعالى وحده ( 12 ) .
هامش
( 1 ) - ت : شد . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : تبريزيان . ( 4 ) - م و ل : قضيّه . ( 5 ) - ت : « منهزم و شكسته ساخت » ندارد . ( 6 ) - ت : كنيم . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ت : آن . ( 9 ) - ت : مملكت . ( 10 ) - ت : آذربايجان . ( 11 ) - م و ل : بر . ( 12 ) - ت : « انشاء اللّه تعالى وحده » ندارد .