تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
گرفت كه به حضور تابش كند و ( 1 ) برايشان اثبات كند حضرت امير صاحب قران به خود در ديوان نشسته كسان فرستاد و نام بردگان را يك‌يك ( 2 ) طلب فرموده ( 3 ) به حضرت آوردند و در حضور يارغوى « 1 » آن را پرسيدند . چون بسيار كس در آن مشورت بوده‌اند [ 96 - ب ] نتوانستند كه نهان دارند مجموع به گناه خود معترف گشته مقرّ شدند . ( 4 ) امير صاحب قران بار ديگر از سر گناه امير موسى بگذشت و جريمهء او را عفو فرمود و خانزاده را به سبب سيادت كه داشت فرمود كه او را ايذا نمىتوان كرد ، از اين مملكت برود . پسر امير خضر را امير حاجى سيف الدّين شفاعت كرده گناه او عفو فرمود امّا زنده حشم را فرمود كه پيش من راه مدهيد كه مار در آستين پروريدن از عقل دور است و دشمن را دوست انگاشتن از دانش و عاقبت‌انديشى بعيد ، حكم فرمود كه او را بند و زنجير كرده در حبس بازداشتند و در مجلس ارك سمرقند سپرى شود ( 5 ) و شيخ ابو ليث سمرقندى را فرمود كه هواى مكّه بغايت گرم و شام ( 6 ) بغايت خنك واقع شده‌اند زيارت كعبهء معظّمه امرى معتدل است و از بناى مسلمانى يكى است ( 7 ) متوجّه كعبهء معظّم گردد ( 8 ) . غرض كه به هر نوع كه بود اعدا مقهور شدند . ( 9 )

قصّهء جنگ كردن امير ولى در ساوه و ساوه را گرفتن در اين سال

سلطان اويس از تبريز لشكرى جمع كرد و به اوجان رفت و بر عزيمت آنكه به جنگ امير ولى رود و ولاياتى كه امير ولى تصرّف نموده بود از دست او مستخلص گرداند . برادر سلطان ، امير زاهد در كوشك اوجان مست بربام رفت و چون قضاى الهى ( 10 ) و اجل موعود را مقدّم و تأخير نيست ( 11 ) از بام بيفتاد ( 12 ) و او جان بداد ( 13 ) و سلطان
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : كرده . ( 4 ) - ت : « مقصر شدند » ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - م : شان . ( 7 ) - ت : از « كه هواى مكه . . . » تا اينجا ندارد . ( 8 ) - م و ل : « متوجّه كعبه معظّم گردد » ندارد . ( 9 ) - ت : « غرض كه به هرنوع كه بود اعدا مقهور شدند . » ندارد . ( 10 ) - م و ل : « قضاى الهى » ندارد . ( 11 ) - ت : اجل او رسيده بود . ( 12 ) - م و ل : « از بام بيفتاد » ندارد . ( 13 ) - ت : هلاك شد .
( 1 ) يارغوى : قاضى ، دادگر ( لغتنامه ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 463 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )