تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١

ذكر و ( 1 ) حكايت لشكر كشيدن امير صاحب قران به طرف مغول كرّت اوّل

در اواخر سال هفتصد و هفتاد و سه حضرت امير صاحب قران چون دل از كار زنده حشم بپرداخت و او را چنانچه [ 96 - آ ] شرح رفت در شبورغان امير چاكو محصور ساخت به اتّفاق امرا لشكرها جمع گردانيده متوجّه مغولستان شد و از نواحى اوزكند و فرغانه ايشان را بيرون راند و بعضى را كه سعادت ياورى نمود به ايلى درآمدند ، قريب سه چهار هزار خانه‌وار شرف امان يافتند و با عساكر منصوره پيوستند . ( 2 ) بعد از آن كپك تيمور مغول كه سابقه با امير صاحب قران داشت به دولت ( 3 ) آستان‌بوس مشرّف گشت و كمر متابعت و مطاوعت برميان جان بسته غجرجى « 1 » شد تا آن نواحى را به ( 4 ) فراخور صلاح وقت تاخت و تاراج نمايند . بعد از آن مغولستان را تمام به كپك تيمور داد و دست او را قوى ساخته تا قرا خواجه داخل يرليغ او گردانيده ( 5 ) به سعادت معاودت فرمود و به تخت سمرقند فرود آمد . امير چاكو زنده حشم را بياورد ، خبر رسيد كه كپك تيمور مغولستان را ضبط كرده سر از ربقهء پيمان و اطاعت به تمامى ( 6 ) پيچيده است . امير صاحب قران از اين خبر آتش غضب برافروخت و بفرمود كه بهرام جلاير و عبّاس بهادر و ساير بهادران با لشكر بسيار ( 7 ) متوجّه مغولان ( 8 ) شوند و ايشان ( 9 ) را دفع كنند . امرا ( 10 ) بر موجب فرموده لشكرها را سركرده روى به مغولستان آوردند . چون به نزديك ياغى رسيدند بعضى از ايل بهرام جلاير به اتّفاق امير صده به پيركجى « 2 » كه از قديم الايّام دشمن بهرام بود خواستند ( 11 ) كه بهرام را بگيرند از اين معنى واقف شد با ( 12 ) امرا در آن باب مشورت كرد ، امرا صلاح در آن ديدند كه در آن ولايت سخن را پنهان و پوشيده دارند و با مفسدان اظهار وقوف
هامش
( 1 ) - ت : « ذكر و » ندارد . ( 2 ) - م و ل : پيوست . ( 3 ) - ل : شرف . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : از « تا قرا خواجه . . . » تا اينجا ندارد . ( 6 ) - م و ل : « به تمامى » ندارد . ( 7 ) - ت : لشكر . ( 8 ) - ت : مغولستان . ( 9 ) - ت : او . ( 10 ) - م و ل : ايشان . ( 11 ) - ت : خواسته . ( 12 ) - ت : به .
( 1 ) غجرچى / قچرچى . ( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « تيزكجى » ، ص 64 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 461 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )