طوعا او كرها در سلك بندگان او منخرط بايد بود و اوامر و نواهى او را امتثال بايد نمود .
زمام اختيار و استقلال از دست نداد [ 95 - ب ] و به وعده وفا ننمود ، چون سلطان از او آن خلاف مشاهده فرمود ( 1 ) صلاح در مراجعت ( 2 ) ديد به استصواب امرا ( 3 ) به دار الملك خود ( 4 ) معاودت فرمود ( 5 ) و ولايت رى به قتلغ شاه يلغور برادر ساتى داد و او را در قلعهء شهريار بنشاند . بعد از چندگاه قتلغ شاه رى را بازگذاشت و به سوى ( 6 ) اصفهان پيش شاه محمود رفت و سلطان اويس ( 7 ) رى را بعد از آن به عادل آقا داد . تمّت . ( 8 )
هامش
( 1 ) - ت : كرد .
( 2 ) - ت : برگشتن .
( 3 ) - م و ل : « به استصواب امرا » ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : مراجعت نمود .
( 6 ) - م و ل : « به سوى » ندارد .
( 7 ) - م و ل : ندارد .
( 8 ) - م و ل : ندارد .