ذكر حوادث و وقايع سنهء ثلاث و سبعين و سبعمايه هجريّه ( 1 ) « 1 » حكايت ياغى شدن زنده حشم كرّت دويم به اتّفاق خانزاده ترمد
زنده حشم بعد از آنكه از آن ورطه خلاص يافت باز بخت بد و شيطانش ( 2 ) راهزنى كرده ، روى از راه متابعت بگردانيد و خانزاده ترمد به طمع آنكه ظهور صاحب الزّمان - سلام اللّه تعالى عليه ( 3 ) - نزديك است و مملكت به ارث به او ( 4 ) مىرسد آوازه درانداخت كه من در خواب حضرت مصطفى و مرتضى - عليهما التحيّة و الاكرام ( 5 ) - را ديدم و به رخصت ايشان تقويت دين محمّدى خواهم ( 6 ) كرد و واجب مىنمايد ( 7 ) كه جمهور خلايق از ( 8 ) خواصّ و عوامّ با من در اين معامله اتّفاق نمايند و در اين باب مكتوبى مسلسل به انواع امّيدها نبشته پيش ( 9 ) زنده حشم فرستاد و او را تمام از راه ببرد تا دل از متابعت و مطاوعت حضرت ( 10 ) امير صاحب قران برداشته عزيمت مخالفت و ياغىگرى كرده به خانزاده پيوست و در نواحى ترمد تاخت و غارت بنياد نهادند . چون اين خبر به امير صاحب قران رسيد خطاى بهادر و ارغونشاه بهادر را منقلاى ( 11 ) ساخته ( 12 ) فرستاد تا هرجا كه بديشان رسند جنگ كنند . چون به ترمد رسيدند و زنده حشم سياهى ايشان بديد روى به گريز نهاد و لشكرى كه از شبورغان آورده بود اكثر به جهت غارت و تاراج به اطراف متوجّه ( 13 ) بودند او را با منقلاى لشكر ( 14 ) امير صاحب قران قوّت ( 15 )
هامش
( 1 ) - م و ل : هجريه .
( 2 ) - ت : « و شيطانش » ندارد .
( 3 ) - ت : « سلام اللّه تعالى عليه » ندارد .
( 4 ) - ت : به دو .
( 5 ) - ت : « عليها التحيّة و الاكرام » ندارد .
( 6 ) - م و ل : خواهيم .
( 7 ) - ت : مىكند .
( 8 ) - ت : « خلايق از » ندارد .
( 9 ) - م و ل : به .
( 10 ) - ت : ندارد .
( 11 ) - ت : ندارد .
( 12 ) - ت : ساختند .
( 13 ) - ت : متفرّق .
( 14 ) - م و ل : ندارد .
( 15 ) - ت : ندارد .
( 1 ) سال 773 ه . ق .