ذكر قضاياى ملك غياث الدّين پير على با خواجه على مؤيّد سربدار « 1 »
ملك غياث الدّين را مملكتى موروثى بدست افتاد . به موافقت طالع و زمان و مساعدت بخت روزگار مىگذرانيد و در احداث ايّام و اضغاث احلام « 2 » روزى به شبى و شبى به روزى مىآورد و از كاسات مراد دور شادكامى و رطل دوستكامى مىنوشيد ، سرخوش روزگار و مست كاروبار و فارغ از خمار ليل و نهار مىبود . ( 1 ) در آن تاريخ خواجه على مؤيّد چنانچه در قصّه سربداران شرح داده آمده است ، مملكت خراسان از بسطام تا فرهادجرد در تحت تصرّف آورد و خطبه و سكّه آن مواضع ( 2 ) به نام خود كرد و اظهار مذهب تشيّع و دعوى محبّت خانوادهء رسول ( 3 ) - عليه التحيّة و السّلم ( 4 ) - كردى و در آن باب غلوّ نمودى و [ مردم ] مدّتى مديد اسبى آراسته هرروز مىكشيدند كه امام ظهور خواهد كرد و مهدى - عليه سلام اللّه ( 5 ) - بيرون مىآيد و اين ( 6 ) اسب از براى او زين كردهايم ، و مردم سبزوار اكثر شيعه مذهب باشند و مردم اصلى نيشابور اكثر سنّى پاك ( 7 ) باشند . فامّا در آن ايّام چون حاكم شيعى ( 8 ) بود ايشان نيز اظهار تشيع مىكردند . قلعهء فرهادجرد را ملك معزّ الدّين حسين عمارت كرده بود و چند كرّت قصد نيشابور و كوتوالى [ آن ] ( 9 ) كرده ( 10 ) سربداران لشكرى فرستادند قلعه را نتوانستند گرفت امّا خرابى چند كرده به ولايت خود معاودت نمودند ( 11 ) . ملك غياث الدّين را نيز داعيهء [ 94 - آ ] تسخير نيشابور شد ( 12 ) و سبب ديگر آنكه ملك غياث الدّين حنفى و سنّى مذهب بود و خواجه على مؤيّد را به مذهب تشيّع و روافض نسبت مىكردند ( 13 ) و دانشمندان هرات بتخصيص ( 14 ) نظاميّه فتوى براين موجب مىدادند كه بر ملك اسلام واجب است كه دفع آن طايفه كند و مدعى ملك غياث الدّين آن بود كه جهت تعصّب مذهب لشكر مىكشد .
هامش
( 1 ) - م و ل : از « سرخوش روزگار . . . » تا اينجا ندارد .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - ت : اهل بيت .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : « عليه سلام الله » ندارد .
( 6 ) - ت : آن .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : « خواجه على مؤيّد حاكم نيشابور بود » .
( 9 ) - م و ل : « و كوتوالى » ندارد .
( 10 ) - ت : نشانده .
( 11 ) - م و ل : « سربداران لشكرى فرستادند . . . » تا اينجا ندارد .
( 12 ) - ت : چون صورت اين واقعه به ملك غياث الدّين رسيد خواست كه به انتقام آن لشكر نيشابور كشد .
( 13 ) - ت : مىگردانيدند .
( 14 ) - م و ل : « هرات بتخصيص » ندارد .
( 1 ) ت : « ذكر وقايع كه ميان ملك غياث الدّين و خواجه على مؤيّد بود » در ذيل وقايع سال 775 آمده است .
( 2 ) اضغاث احلام : خوابهاى شوريده و پريشان كه تعبير درست نداشته باشند ( دهخدا ) .