بر مقتضى آيهء كريمهء ( 1 ) [ 93 - ب ]
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
* » « 1 » عمر مخلّد و بقاى سرمد هيچ كس را ندادهاند و هيچ متنفّس را زندگانى جاويد نبخشيده
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
* *
» « 2 » حقّ عزّ شانه روح مطهّر آن ملك ملك صفات ( 2 ) به مجاورهء ملايك آسمانى مكرم گرداناد .
در اين سال از ممالك آذربايجان دختر سلطان اويس را با تجمّل و زينتى بىاندازه به عراق آوردند پيش شاه محمود ، و ايلچى شاه شجاع امير حسن آقا منفعل از آذربايجان به فارس مراجعت نمود و مادّهء وحشت ميان شاه شجاع و سلطان اويس ازدياد پذيرفت و هم در اين سال شهزاده شيخ حسن ، كه پسر بزرگتر سلطان اويس بود ، دختر قاضى شيخ على را بخواست و به تبريز تمام كردند . چنان كه مدّت يك ماه اهالى آذربايجان به طوى و عشرت مشغول بودند .
در خريف همين سال در ممالك آذربايجان وبايى عام شد بتخصيص در دار السّلطنهء تبريز ، چنانچه گفتند قريب سيصد هزار آدمى در آن و با فرو رفت و چون به آخر شد هيچ معلوم نبود كه كسى كم شد يا نه . ( 3 )
ذكر حكومت ملك غياث الدّين پير على و مخالفت با برادر ( 4 )
ملك معزّ الحقّ و الدّين حسين در حال حيات سرخس را به پسر خردتر داده بود و در حالت مرض وصيّتى بسيار فرمود كه مىبايد ميان برادران نزاع نشود و با غياث الدّين پير على گفته كه قطعا متعرّض آن طرف نشود و به حال و معاملات سرخس توقّعى نكند .
ملك غياث الدّين بعد از استقرار ( 5 ) بر سرير حكومت دار الملك هرات ، خطّهء سرخس را همچنان بر موجب وصيّت پدر به برادر مسلّم داشت و چندگاه مجارى امور بر اين نسق استمرار پذيرفت . امّا اصحاب اغراض كه زبانشان بريده باد ( 6 ) قاعدهء الفت و مؤاخات ( 7 ) را
هامش
( 1 ) - ت : « آيه كريمه » ندارد .
( 2 ) - ت : شعار .
( 3 ) - م و ل : از « در اين سال از ممالك آذربايجان . . . » تا اينجا ندارد .
( 4 ) - ت : « ذكر مخاصمه پسران ملك معز الدّين حسين و لشكر از هرات به سرخس » در ذيل وقايع سال 773 آمده است .
( 5 ) - ت : استوار .
( 6 ) - ت : به وساس نزعات القاى تحاسد و تافل نمودند .
( 7 ) - ت : مودت .
( * ) آيه 26 ، سوره 55 .
( * * ) قسمتى از آيات 38 - 39 ، سوره 13 .
( 1 ) هرچه بر روى زمين است دستخوش فناست .
( 2 ) هر امرى را زمانى مكتوب است . خدا هرچه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و امّ الكتاب نزد اوست .