ذكر حوادث و وقايع سنهء اثنى و سبعين و سبعمايه ( 1 ) « 1 » حكايت گريختن امير موسى به تركستان و فرستادن امير صاحب قران جونكى را به طلب وى و محاربهء ايشان ( 2 )
بعد از آنكه امير صاحب قران امير حسين را كشت ( 3 ) و بلخ را مسخّر گردانيد امير موسى گريخته راه تركستان پيش گرفت و امير صاحب قران جونكى را با چند بهادر در عقب او فرستاد كه « شاء ام أبى » او را بياورند ( 4 ) و جونكى به موجب فرمودهء حضرت صاحب قرانى متوجّه تركستان شد و در آن نواحى به دو رسيد و استمالتنامهئى ( 5 ) كه برده بود به دست قاصدى به وى رسانيد و خود نيز متعاقب آن قاصد روانه شد . چون امير موسى از آمدن جونكى واقف گشت خود را مستعدّ آن ساخت كه جونكى را به دست آورد و بكشد و متوجّه دشت قپچاق يا مغولستان گردد و بدين نيّت عزم جزم كرده سوار شد و ياسال « 2 » نموده برسر جونكى راند . چون جونكى تريبهء امير تيمور بود و كار از كارخانهء آن حضرت يادداشت و مزاج زنانه و فعل امير موسى را پيشتر در متخيّله نقش بسته ، از راه كناره كرده بود و قراولى بر سبيل تفحّص احوال و تجسّس جوانب در جايى كه لايق باشد نشانده . چون آن قراول طريق رسيدن امير موسى را به طريق ديگر ديد دانست كه در ضمن آن شعبده ( 6 ) هست بيامد و جونكى را ازاينحال واقف گردانيد ، جونكى نيز فى الحال با رفيقان خود سوار شد و لشكر خود را در كمينى ( 7 ) نشانده خود بر
هامش
( 1 ) - ل : هجرية .
( 2 ) - ت : « به طلب وى و محاربه ايشان » ندارد .
( 3 ) - ت : بكشت .
( 4 ) - م و ل : « شاء ام أبى او را بياوردند » ندارد .
( 5 ) - م و ل : نامه .
( 6 ) - ت : چيزى .
( 7 ) - م و ل : كمين .
( 1 ) سال 772 ه . ق .
( 2 ) ياسال / جاساؤل / ياسا : از جاسا ، مغولى شدهء واژهء تركى ياسا . به معناى مأمور صفآرايى و نظم دادن سپاه يا مأمور تعبيه لشكر و برپادارندهء آيينها و رسمها ( لغتنامه ) .