تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
متزلزل گردانيدند و خار ( 1 ) تسويلات « 1 » ( 2 ) در راه موجودات مودّت و مصافات اندا [ ختند ] و جادّهء واضح مواخات را تاريك ساختند تا آزرم و شفقت برادرى به مناقشت ملك و مهترى زايل گشت . اگر نيك‌خواهان اقامت ، مراسم نصح و مدارات و اداى حقوق مواخات تقديم مىنمودند اصحاب اغراض به وسيله القاى اكاذيب چهرهء و داد مىخراشيدند و دشمنان دوست‌نماى كه شياطين الانس عبارت از ايشان است از طرفين طريق مخالفت را آسان در نظر مىآورد [ ند ] تا دوحه وفاق به شجرهء خلاف مبدّل شد ، و ملك محمّد نيز دم [ از ] استقلال و استبداد زد و نام ملك غياث الدّين از خطبه و سكّه بينداخت . ملك غياث الدّين لشكرى جمع گردانيد و متوجّه سرخس شد در روزى كه كفهء ميزان طيار شد و حريف خريف به سهيل ميل انحراف از جادّهء اعتدال هوا كرد : شعر
استاد ( 3 ) زرگر مهر بگشاد دست و بازو * افكند خردهء زر در كفهء ترازو
با لشكرى گران و حشمتى بىپايان متوجّه سرخس شد و ملك محمّد استعداد حرب را آماده گشته به مقابلت مقاومت نمود و ملك غياث الدّين سرخس را محاصره كرد و اين قضيّه به تطويل انجاميد و هوا بغايت سرد شد چنان كه جمعى كه در آن سفر بوده‌اند حكايت مىكردند كه آفتابه‌ئى كه در آن ( 4 ) اندك آبى بود از سرما بتركيد و بسيارى از اكابر را بعضى اعضاء از سرما نقصان تمام پذيرفت و از عجزه و خدّام خلايقى ( 5 ) هلاك گشتند . بعد از زحمت و مشقّت بسيار سفرا در ميان شدند و بر صلح قرار دادند . ملك محمّد از سرخس بيرون آمد و برادر را سلام كرد . امّا ميان ايشان زيادت صحبتى دست نداد . به مجرّد ( 6 ) ملاقات به سرخس معاودت نمود و ملك غياث الدّين به جانب هرات مراجعت كرد .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ت : خلاف . ( 3 ) - م : ستاد . ( 4 ) - م و ل : او . ( 5 ) - ل : جمعى خلايق . ( 6 ) - ت : بعد از .
( 1 ) تسويلات : فريب و اغوا ( لغتنامه ) .