صحّت نظر دوربين پادشاه بزرگ چنگيز خان را كه چغتاى به قراجار برلاس سپرد كه از معدود فرزندان چنگيز خان و ( 1 ) جدّ بزرگوار امير صاحب قران بود بعد از انقراض ( 2 ) قرنها بر عالميان روشن گردانيد با نوييان و امرا مشورت كرده پادشاه سيورغتمش را كه بىسببى امير قزاغن قصد پدرش ( 3 ) كرده بود از بهر پادشاهى الوس چغتاى تعيين فرموده به طالعى سعد و روزى مبارك و ساعتى ميمون در موضع اربور ( 4 ) « 1 » بر سرير مملكت پادشاهى نشاند و آنچه فراخور چنان ( 5 ) مجلسى ( 6 ) باشد از ترتيب و آلت و آيين ( 7 ) پادشاهى مرتّب فرمود و چند روز در عيش و كامرانى به سرآوردند و راه يوسون و ياسا قواعد قديم مجدّد فرموده باز به ترتيب لشكر و آراستن سپاه مشغول شده با شوكت و عظمتى هرچه ( 8 ) تمامتر ( 9 ) به جانب امير حسين توجّه فرمود . چون اين خبر منتشر شد لشكرها از اطراف جمع شدند و زنده حشم نيز برسيد به اتّفاق از اطراف و جوانب قلعهء بلخ را در ميان گرفتند از اندرون قلعه سوار و پيادهء بسيار بيرون آمدند و جنگ انداختند ( 10 ) و در آن روز اميرزادهء جهان ، پرتو آفتاب عدل و احسان درّ درياى شهريارى و افسر گوهر بختيارى ، عمر شيخ بهادر كه فرزند دلبند امير صاحب قران ( 11 ) بود در سنّ شانزده سالگى روى به دروازه آورد و هرچند منع كردند مفيد نبود و الحقّ در آن سنّ دادمردى و مردانگى داده دشمنان را در شهر كوفت . امّا آخر الامر تيرى برپاى مباركش رسيد و مجروح گردانيد ، استادان جراح جاى زخم را داغ كردند و او از كمال مردانگى و غيرت ، آه نكرد و چين در ابرو نياورد و چون شب درآمد لشكرش ( 12 ) از طرفين ( 13 ) بازگشتند و صبح صادق باز طبل جنگ فرو كوفتند و مردان جنگى دروازه گشوده بيرون آمدند و جنگ در پيوستند تا به مرتبهئى رسيد كه جويهاى خون در معركهء كارزار [ 92 - ب ] روان شد و سر سركشان چون گوى در خم چوگان بلا افتاد .
هامش
( 1 ) - م و ل : « از معدود فرزندان چنگيز خان و » ندارد .
( 2 ) - ت : انقضاى .
( 3 ) - ت : « پدرش را بىسببى امير قزاغن قصد كرده بود » .
( 4 ) - ل : ارنود .
( 5 ) - ت : آن .
( 6 ) - ت : مجلس .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 9 ) - ت : تمام .
( 10 ) - ت : انداخته .
( 11 ) - م : قران صاحب .
( 12 ) - ت : لشكر .
( 13 ) - م و ل : « از طرفين » ندارد .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « ارپوز » ، ص 58 ، ظفرنامه على يزدى : « قلعه اربز » ، ج / 1 ص 149 ، مطلع : « اربز » ، ص 417 .